aunty

[ایالات متحده]/'ɑ:nti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمه، خاله، عمه، عمه
Word Forms
جمعaunties

عبارات و ترکیب‌ها

my aunty

خاله‌ام

kind aunty

خاله‌مه مهربان

جملات نمونه

My aunty is coming over for dinner tonight.

خاله ام امشب برای شام به دیدن ما می آید.

I love visiting my aunty's house during the holidays.

من عاشق دیدار خانه خاله ام در تعطیلات هستم.

My aunty makes the best homemade cookies.

خاله ام بهترین کوکی های خانگی را درست می کند.

I always look forward to aunty's birthday parties.

من همیشه مشتاقانه منتظر تولد خاله ام هستم.

Aunty always has the best advice when I need it.

خاله ام همیشه بهترین مشاوره را در زمان نیاز به من می دهد.

I admire my aunty's strength and resilience.

من به قدرت و انعطاف پذیری خاله ام احترام می گذارم.

My aunty taught me how to knit when I was young.

وقتی جوان بودم، خاله ام به من یاد داد چگونه بافت کنم.

I can always count on aunty for a listening ear.

من همیشه می توانم به خاله ام برای گوش دادن به حرف هایم اعتماد کنم.

Aunty's cooking always brings the family together.

غذاهای خاله همیشه خانواده را دور هم جمع می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید