autarky

[ایالات متحده]/ˈɔːtɑːrki/
[بریتانیا]/ˌɔːtˈɑːrkē/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت خودکفایی و مستقل بودن، به ویژه در رابطه با مسائل اقتصادی؛ سیاست انزوا طلبی ملی و خودکفایی.
Word Forms
جمعautarkies

عبارات و ترکیب‌ها

autarky in economics

خودکفایی در اقتصاد

جملات نمونه

many countries strive for autarky to reduce dependency on foreign resources.

بسیاری از کشورها برای کاهش وابستگی به منابع خارجی برای خودکفایی تلاش می‌کنند.

autarky can lead to increased domestic production and self-sufficiency.

خودکفایی می‌تواند منجر به افزایش تولید داخلی و خودکفایی شود.

some argue that autarky is an unrealistic goal in a globalized economy.

برخی استدلال می‌کنند که خودکفایی یک هدف غیرواقعی در یک اقتصاد جهانی‌شده است.

during the war, the country adopted autarky to support its economy.

در طول جنگ، کشور برای حمایت از اقتصاد خود، خودکفایی را اتخاذ کرد.

autarky often results in limited consumer choices and higher prices.

خودکفایی اغلب منجر به محدود شدن انتخاب‌های مصرف‌کننده و افزایش قیمت‌ها می‌شود.

the idea of autarky was popularized during the great depression.

ایده خودکفایی در طول رکود بزرگ محبوب شد.

some nations have pursued autarky to maintain political independence.

برخی از کشورها برای حفظ استقلال سیاسی، خودکفایی را دنبال کرده‌اند.

autarky can be seen as a response to economic sanctions.

خودکفایی را می‌توان به عنوان پاسخی به تحریم‌های اقتصادی دید.

critics of autarky argue that it stifles innovation and growth.

منتقدان خودکفایی استدلال می‌کنند که این امر نوآوری و رشد را خفه می‌کند.

historically, some regimes implemented autarky to strengthen their control.

در طول تاریخ، برخی از رژیم‌ها برای تقویت کنترل خود، خودکفایی را اجرا کردند.

in an autarky, a country aims to be self-sufficient.

در یک خودکفایی، یک کشور هدف خودکفایی است.

autarky can lead to reduced international trade.

خودکفایی می‌تواند منجر به کاهش تجارت بین‌المللی شود.

many nations experimented with autarky during the great depression.

بسیاری از کشورها در طول رکود بزرگ با خودکفایی آزمایش کردند.

autarky is often seen as a response to economic crises.

خودکفایی اغلب به عنوان پاسخی به بحران‌های اقتصادی دیده می‌شود.

some argue that autarky can hinder economic growth.

برخی استدلال می‌کنند که خودکفایی می‌تواند رشد اقتصادی را مختل کند.

autarky policies can impact food security.

سیاست‌های خودکفایی می‌توانند بر امنیت غذایی تأثیر بگذارند.

countries pursuing autarky may face resource shortages.

کشورهایی که خودکفایی را دنبال می‌کنند ممکن است با کمبود منابع مواجه شوند.

autarky is often associated with nationalism.

خودکفایی اغلب با ملی‌گرایی مرتبط است.

in an autarky, local industries are prioritized over imports.

در یک خودکفایی، صنایع داخلی بر واردات اولویت دارند.

the concept of autarky has historical roots in various cultures.

مفهوم خودکفایی ریشه‌های تاریخی در فرهنگ‌های مختلف دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید