averageness

[ایالات متحده]/[ˈævərɪdʒnəs]/
[بریتانیا]/[ˈævərɪdʒnəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیتی یا وضعیتی میانگین بودن؛ فقدان کیفیت برجسته؛ посредственность؛ سطح متوسط توانایی یا عملکرد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

avoiding averageness

اجتناب از میانگین

embracing averageness

پذیرش میانگین

despite averageness

با وجود میانگین

showed averageness

میانگین را نشان داد

fear of averageness

ترس از میانگین

rejecting averageness

رد کردن میانگین

overcoming averageness

غلبه بر میانگین

accepting averageness

پذیرش میانگین

defined by averageness

تعریف شده توسط میانگین

struggling with averageness

دست و پنجه نرم کردن با میانگین

جملات نمونه

the company celebrated exceeding the average sales figures, despite concerns about averageness in the market.

شرکت به دلیل پشت سر گذاشتن آمار فروش متوسط، جشن گرفت، با وجود نگرانی‌ها در مورد میانگین بودن در بازار.

he strived to avoid the trap of averageness and sought to excel in his field.

او تلاش کرد تا از دام میانگین‌گرایی اجتناب کند و به دنبال برتری در زمینه خود بود.

the school aimed to foster creativity and prevent a culture of averageness among students.

مدرسه هدف داشت خلاقیت را تقویت کند و از ایجاد فرهنگ میانگین‌گرایی در بین دانش‌آموزان جلوگیری کند.

there's a danger in settling for averageness when pursuing a challenging goal.

خطر این است که در هنگام دستیابی به یک هدف چالش‌برانگیز، با میانگین‌گرایی کنار بیایید.

the manager warned against complacency and the acceptance of averageness as a satisfactory outcome.

مدیر در مورد خودشیفتگی و پذیرش میانگین‌گرایی به عنوان یک نتیجه مطلوب هشدار داد.

she rejected the notion that averageness was a sign of stability or safety.

او این ایده را رد کرد که میانگین‌گرایی نشانه‌ای از ثبات یا امنیت است.

the project required a departure from the usual averageness of their previous work.

این پروژه نیاز به دور شدن از میانگین‌گرایی معمول آثار قبلی آنها داشت.

he feared that a focus on standardization would lead to widespread averageness.

او نگران بود که تمرکز بر استانداردسازی منجر به میانگین‌گرایی گسترده شود.

the team needed to push beyond the boundaries of averageness to achieve breakthrough innovation.

تیم برای دستیابی به نوآوری‌های بزرگ نیاز به فراتر رفتن از مرزهای میانگین‌گرایی داشت.

despite their high scores, there was a sense of averageness in their overall performance.

با وجود نمرات بالای آنها، احساسی از میانگین‌گرایی در عملکرد کلی آنها وجود داشت.

the artist challenged the audience to question the value they placed on averageness.

هنرمند از مخاطبان خواستند تا ارزش آنها از میانگین‌گرایی را زیر سوال ببرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید