averagenesses

[ایالات متحده]/ˈævərɪdʒnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈævərɪdʒnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن متوسط؛ وضعیت بودن معمول یا عادی

جملات نمونه

the averagenesses of the data points suggested a normal distribution.

میانگین‌های داده‌ها نشان دادن یک توزیع نرمال را پیشنهاد می‌کند.

statisticians often study the averagenesses across different populations.

متخصصان آمار معمولاً میانگین‌ها را در جوامع مختلف مطالعه می‌کنند.

the averagenesses in the test scores revealed consistent performance.

میانگین‌های نمرات آزمون نشان دادن عملکرد یکنواختی را ارائه می‌کند.

researchers compared the averagenesses of the experimental groups.

پژوهشگران میانگین‌های گروه‌های تجربی را با هم مقایسه کردند.

the averagenesses of these measurements indicate reliable patterns.

میانگین‌های این اندازه‌گیری‌ها الگوهای قابل اعتماد را نشان می‌دهند.

demographers analyze averagenesses in birth rates over decades.

جغرافی‌دانان میانگین‌های نرخ تولید مثل را در طول دهه‌ها تحلیل می‌کنند.

the aver that the samples were representative.

میانگینی که نمونه‌ها نماینده بودند.

we examined the averagenesses to understand typical behavior.

ما میانگین‌ها را برای درک رفتار معمولی مورد بررسی قرار دادیم.

the averagenesses across regions showed similar trends.

میانگین‌های در سراسر مناطق روندهای مشابه را نشان دادند.

quality control aims to reduce undesirable averagenesses.

کنترل کیفی هدف دارد کاهش میانگین‌های نامطلوب را دارد.

the study highlighted subtle averagenesses in the data.

این مطالعه میانگین‌های ظریف در داده‌ها را تاکید کرد.

these averagenesses represent the norm in such populations.

این میانگین‌ها نرمال در چنین جوامعی را نمایش می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید