uniquenesses

[ایالات متحده]/[juːˈniːkəsɪz]/
[بریتانیا]/[juːˈniːkəsɪz]/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیتی از یکتایی بودن؛ نمونه‌هایی از یکتایی؛ مجموعه‌ای از ویژگی‌ها یا خصوصیات یکتا.

عبارات و ترکیب‌ها

highlighting uniquenesses

تاکید بر ویژگی‌های منحصر به فرد

exploring uniquenesses

کاوش در ویژگی‌های منحصر به فرد

appreciating uniquenesses

قدردانی از ویژگی‌های منحصر به فرد

celebrating uniquenesses

جشن گرفتن ویژگی‌های منحصر به فرد

identifying uniquenesses

تشخیص ویژگی‌های منحصر به فرد

analyzing uniquenesses

تجزیه و تحلیل ویژگی‌های منحصر به فرد

valuing uniquenesses

ارزش‌گذاری ویژگی‌های منحصر به فرد

showcasing uniquenesses

نمایش ویژگی‌های منحصر به فرد

embracing uniquenesses

پذیرش ویژگی‌های منحصر به فرد

finding uniquenesses

پیدا کردن ویژگی‌های منحصر به فرد

جملات نمونه

the museum highlighted the uniquenesses of ancient pottery found in the region.

موزه بر ویژگی‌های منحصر به فرد سفال‌های باستانی که در این منطقه یافت شده بودند، تاکید کرد.

we value the uniquenesses of each individual contributor to the project.

ما ارزش ویژگی‌های منحصر به فرد هر فرد مشارکت‌کننده در پروژه را ارج می‌نهیم.

the artist celebrated the uniquenesses of nature in their vibrant paintings.

هنرمند به جشن گرفتن ویژگی‌های منحصر به فرد طبیعت در نقاشی‌های زنده خود پرداخت.

understanding cultural uniquenesses is crucial for effective cross-cultural communication.

درک ویژگی‌های منحصر به فرد فرهنگی برای برقراری ارتباط بین فرهنگی موثر بسیار مهم است.

the company sought to leverage the uniquenesses of its proprietary technology.

شرکت به دنبال استفاده از ویژگی‌های منحصر به فرد فناوری اختصاصی خود بود.

the study explored the uniquenesses of different learning styles among students.

این مطالعه ویژگی‌های منحصر به فرد سبک‌های مختلف یادگیری در بین دانش‌آموزان را بررسی کرد.

the report detailed the uniquenesses of the local ecosystem and its biodiversity.

این گزارش جزئیات ویژگی‌های منحصر به فرد اکوسیستم محلی و تنوع زیستی آن را شرح داد.

the professor emphasized the uniquenesses of shakespeare's language and dramatic structure.

این استاد بر ویژگی‌های منحصر به فرد زبان و ساختار نمایشی شکسپیر تاکید کرد.

the team aimed to capitalize on the uniquenesses of their market position.

تیم قصد داشت از ویژگی‌های منحصر به فرد موقعیت بازار خود بهره‌برداری کند.

the research focused on identifying the uniquenesses of the newly discovered species.

این تحقیق بر شناسایی ویژگی‌های منحصر به فرد گونه‌های تازه کشف شده متمرکز بود.

the architect incorporated several design uniquenesses to create a landmark building.

معمار چندین ویژگی منحصر به فرد طراحی را برای ایجاد یک ساختمان شاخص وارد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید