babysitter

[ایالات متحده]/'beibisitə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرستار موقت برای کودکان کوچک.
Word Forms

جملات نمونه

don't hire a babysitter who's under 16.

به استخدام فردی که زیر 16 سال است، توجه نکنید.

the babysitter watched over her charges.

نگهبان کودک بر کودکان نظارت داشت.

I don’t think we can come. The odds are that we won’t be able to get a babysitter—not on Christmas Eve.

فکر نمی‌کنم بتوانیم بیاییم. احتمال اینکه نتوانیم پرستار کودک پیدا کنیم زیاد است - به خصوص در شب کریسمس.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید