baddest

[ایالات متحده]/ˈbædɪst/
[بریتانیا]/ˈbædɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شدیدترین یا افراطی‌ترین به صورت منفی؛ بدترین از همه.

عبارات و ترکیب‌ها

baddest ever seen

بدترین چیزی که تا به حال دیده شده

the baddest outfit

بدترین لباس

جملات نمونه

she is the baddest singer in the competition.

او بدترین خواننده در مسابقه است.

he always wants to be the baddest player on the team.

او همیشه می خواهد بدترین بازیکن در تیم باشد.

this movie features the baddest villain ever.

این فیلم دارای بدترین شرور تاریخ است.

they think they are the baddest dancers in town.

آنها فکر می کنند که آنها بدترین رقصنده های شهر هستند.

she has the baddest style that everyone admires.

او سبک بدتری دارد که همه تحسین می کنند.

he claims to be the baddest fighter in the league.

او ادعا می کند که بدترین مبارز در لیگ است.

the baddest cars are showcased at the auto show.

بدترین ماشین ها در نمایشگاه خودرو به نمایش گذاشته می شوند.

she has the baddest attitude that turns heads.

او رفتاری دارد که سرها را برمی گرداند.

he is known for having the baddest jokes in the group.

او به داشتن بدترین شوخی ها در گروه معروف است.

they believe they are the baddest gamers around.

آنها معتقدند که آنها بدترین گیمرها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید