inferior

[ایالات متحده]/ɪnˈfɪəriə(r)/
[بریتانیا]/ɪnˈfɪriər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پایین‌تر از رتبه، کیفیت پایین‌تر؛ بدتر؛ احساس یا نشان دادن کمبود ارزش خود
n. یک مورد با کیفیت پایین‌تر؛ کسی با رتبه پایین‌تر
Word Forms
جمعinferiors

عبارات و ترکیب‌ها

inferior quality

کیفیت پایین

inferior performance

عملکرد ضعیف

inferior product

محصول نامرغوب

inferior materials

مواد نامرغوب

inferior in

از نظر پایین‌تر

inferior vena cava

ورید اجوف تحتانی

inferior products

محصولات نامرغوب

inferior coal

زغال سنگی نامرغوب

جملات نمونه

Mercury is an inferior planet.

عطارد یک سیاره فرعی است.

Captain is an inferior rank to major.

رتبه کاپیتان پایین‌تر از سرلنگ است.

an inferior court (of law)

یک دادگاه فرعی (قانون)

goods inferior to sample

کالایی که از نمونه پایین‌تر است.

His work is inferior to mine.

کار او از کار من پایین‌تر است.

They sell inferior goods at that store.

آنها کالاهای نامرغوب را در آن مغازه می‌فروشند.

The house is inferior to what I expected.

خانه از آنچه انتظار داشتم پایین‌تر است.

inferior craft; felt inferior to his older sibling.

هنر پایین‌رتبه؛ احساس حقارت در برابر برادر بزرگترش کرد.

beers are foisted on a public unaware of their inferior ingredients.

این آبجوها به مردمي که از مواد تشکیل دهنده نامرغوب آنها آگاه نیستند، تحميل مي شود.

ulcers located in the inferior and posterior wall of the duodenum.

زخم‌هایی که در دیواره تحتانی و پشتی دوازدهه قرار دارند.

a synthetic fabric. Anersatz product is a transparently inferior imitation:

پارچه مصنوعی. محصول آنرزاتز یک تقلبی آشکارا نامطمئن است:

No inferior products should be allowed to pass.

به هیچ وجه نباید اجازه داد محصولات نامرغوب عبور کنند.

I grudge paying so much for such inferior goods.

من پرداخت این همه هزینه برای چنین کالاهای نامرغوب را به خاطر ندارم.

I’m your inferior in manual dexterity.

من در مهارت دستی از شما پایین‌ترم.

schooling in inner-city areas was inferior to that in the rest of the country.

آموزش در مناطق شهری داخلی از آن در بقیه کشور پایین‌تر بود.

Objective To evaluate inferior oblique muscle myectomy in the management of superior oblique muscle palsy.

هدف ارزیابی میوتومی عضله مایل سفلی در مدیریت فلج عضله مایل فوقانی است.

Inferior equipment was precisely the reason some hikers refused to continue the climb.

تجهیزات نامناسب دقیقاً دلیلی بود که برخی از گردشگران از ادامه صعود امتناع کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید