ballroom

[ایالات متحده]/'bɔːlruːm/
[بریتانیا]/'bɔl'rʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاق بزرگی که برای رقص استفاده می‌شود و فعالیت‌های رقص معمولاً در آن برگزار می‌شود
Word Forms
جمعballrooms

عبارات و ترکیب‌ها

grand ballroom

تالار بزرگ

ballroom dancing

رقص سالن

formal ballroom

سالن رقص رسمی

ballroom competition

مسابقه سالن

ballroom dance

رقص سالن

جملات نمونه

the grand ballroom of a hotel.

سالن بزرگ هتل

this is full-on ballroom boogie.

این یک رقص سالن پرانرژی است.

The boss of the ballroom excused them the fee.

مدیر سالن از پرداخت هزینه آنها صرف نظر کرد.

The pairs figure skating and ballroom dance, both staged last Wednesday, are unmistakably, incontrovertibly gay.

رقص روی یخ جفت و رقص سالن، که هر دو روز چهارشنبه گذشته برگزار شدند، به طور غیرقابل انکاری همجنس‌گرایانه هستند.

They danced elegantly in the ballroom.

آنها به طور ظریف در سالن رقص رقصیدند.

The ballroom was decorated with sparkling chandeliers.

سالن رقص با لوستر های درخشان تزئین شده بود.

The ballroom was filled with laughter and music.

سالن رقص پر از خنده و موسیقی بود.

She twirled around the ballroom in her beautiful gown.

او در لباس زیبایش در سالن رقص چرخید.

The ballroom was the perfect venue for the grand event.

سالن رقص مکان مناسبی برای رویداد بزرگ بود.

He led her onto the ballroom floor for a waltz.

او او را برای یک والز به طبقه سالن رقص برد.

The ballroom was buzzing with excitement before the performance.

سالن رقص قبل از اجرا پر از هیجان بود.

The ballroom echoed with the sound of music and laughter.

سالن رقص با صدای موسیقی و خنده طنین انداز بود.

The ballroom was transformed into a magical setting for the masquerade ball.

سالن رقص به یک محیط جادویی برای مهمانی ماسک تبدیل شد.

She practiced her dance moves in the empty ballroom.

او حرکات رقص خود را در سالن رقص خالی تمرین کرد.

نمونه‌های واقعی

No! That's silly. We should make a ballroom. It's classy.

نه! این احمقانه است. ما باید یک سالن رقص بسازیم. شیک است.

منبع: We Bare Bears

Well, you do whatever you want. I'm gonna build my ballroom.

خب، شما هر کاری دوست دارید انجام دهید. من می خواهم سالن رقص خودم را بسازم.

منبع: We Bare Bears

My parents will have their anniversary party in the hotel's ballroom.

والدین من جشن سالگرد ازدواج خود را در سالن رقص هتل برگزار خواهند کرد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

She is reportedly seen most often in the hotel's ballroom on the second floor.

گفته می شود که او بیشتر اوقات در طبقه دوم سالن رقص هتل دیده می شود.

منبع: U.S. Route 66

The startled Cinderella ran out of the ballroom.

سیندرلاای که ترسیده بود، از سالن رقص بیرون دوید.

منبع: 101 Children's English Stories

He followed everyone to the ballroom.

او به دنبال همه به سالن رقص رفت.

منبع: L1 Wizard and Cat

But just a short distance away inside The Palace of Versailles' opulent ballrooms, thousands of people swarmed.

اما در فاصله ای کوتاه در داخل سالن های رقص مجلل کاخ ورسای، هزاران نفر هجوم آوردند.

منبع: BBC Reading Selection

A. It will be held at the grand ballroom.

الف. در سالن رقص بزرگ برگزار خواهد شد.

منبع: TOEIC Listening Practice Test Bank

Prince Charming runs out of the ballroom.

شاهزاده خوش تیپ از سالن رقص بیرون می دود.

منبع: BlackCat (Beginner) Audiobook

They're in the ballroom, talking and laughing and dancing.

آنها در سالن رقص هستند، صحبت می کنند، می خندند و می رقصند.

منبع: BlackCat (Beginner) Audiobook

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید