bedroom

[ایالات متحده]/ˈbedruːm,ˈbedrʊm/
[بریتانیا]/ˈbedruːm,ˈbedrʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاقی که برای خوابیدن طراحی شده یا استفاده می‌شود
adj. مربوط به اتاق خواب، روابط جنسی یا فعالیت جنسی
Word Forms
جمعbedrooms

عبارات و ترکیب‌ها

master bedroom

اتاق خواب اصلی

guest bedroom

اتاق خواب مهمان

shared bedroom

اتاق خواب مشترک

small bedroom

اتاق خواب کوچک

cozy bedroom

اتاق خواب دنج

spacious bedroom

اتاق خواب بزرگ

bedroom furniture

مبلمان اتاق خواب

bedroom decor

دکور اتاق خواب

bedroom window

پنجره اتاق خواب

bedroom and bathroom

اتاق خواب و حمام

clean the bedroom

تمیز کردن اتاق خواب

single bedroom

اتاق خواب یک نفره

جملات نمونه

a bedroom comedy; bedroom eyes.

کمدی اتاق خواب؛ نگاه اتاق خواب

The bedroom was scantily furnished.

اتاق خواب به طور کم‌وسایلی مبلاغ شده بود.

bedroom - cum - study

اتاق خواب - به همراه - مطالعه

the bedroom is huge and very imperial.

اتاق خواب بسیار بزرگ و بسیار امپریالیستی است.

the bedrooms are light and airy.

اتاق خواب ها روشن و با طراوت هستند.

one- and two-bedroom units.

واحدها یک خوابه و دو خوابه.

My bedroom is just above.

اتاق خواب من درست بالای آنجاست.

a ground floor bedroom with a toilet attached.

یک اتاق خواب در طبقه همکفسی با یک توالت متصل.

the five bedrooms are individually decorated.

پنج اتاق خواب به صورت جداگانه تزئین شده اند.

adolescents preening in their bedroom mirrors.

نوجوانانی که در آینه اتاق خواب خود خودنمایی می کنند.

all bedrooms have private facilities.

همه اتاق خواب ها دارای امکانات خصوصی هستند.

our bedroom was at the top of a winding staircase.

اتاق خواب ما در بالای یک پله پیچ در پیچ بود.

نمونه‌های واقعی

So this is my bedroom, my little sanctuary.

این اتاق خواب من است، پناهگاه کوچک من.

منبع: Architectural Digest

It has three bedrooms and three baths.

این سه اتاق خواب و سه حمام دارد.

منبع: Travel Across America

On the first floor, there are six bedrooms.

در طبقه اول، شش اتاق خواب وجود دارد.

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 7, Volume 2)

The bedroom door had opened of its own accord.

در اتاق خواب به طور خودکار باز شد.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

" Well, my favorite room is my bedroom."

" خوب، مورد علاقه من اتاق خواب من است."

منبع: Tips for IELTS Speaking.

" He died in my grandfather's bedroom."

" او در اتاق خواب پدربزرگم مرد."

منبع: Call Me by Your Name

Why exactly do you keep a whisk in your spare bedroom?

چرا دقیقاً یک همزن در اتاق خواب اضافی خود نگه می‌دارید؟

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

OK, and this is -- this is our master bedroom.

باشه، و اینه -- این اتاق خواب اصلی ماست.

منبع: CNN 10 Student English September 2021 Collection

The six of them share just two bedrooms.

شش نفر فقط دو اتاق خواب را به اشتراک می گذارند.

منبع: PBS Interview Social Series

It's a studio, this is the bedroom.

این یک استودیو است، این اتاق خواب است.

منبع: Young Sheldon Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید