banefulness

[ایالات متحده]/bəˈnɛlf.nəs/
[بریتانیا]/buh-NEHLF-nis/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت مضر یا سمی بودن.

جملات نمونه

the banefulness of pollution affects our health.

اثرات مضر آلودگی بر سلامت ما تأثیر می‌گذارد.

we must address the banefulness of misinformation.

ما باید به اثرات مضر اطلاعات نادرست رسیدگی کنیم.

the banefulness of greed can destroy relationships.

اثرات مضر طمع می‌تواند روابط را نابود کند.

her actions revealed the banefulness of jealousy.

اقداماتی که انجام داد، اثرات مضر حسادت را نشان داد.

the banefulness of neglect can lead to serious consequences.

اثرات مضر بی‌توجهی می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

recognizing the banefulness of hatred is crucial for peace.

تشخیص اثرات مضر نفرت برای صلح بسیار مهم است.

the banefulness of addiction can ruin lives.

اثرات مضر اعتیاد می‌تواند زندگی‌ها را خراب کند.

we must combat the banefulness of discrimination.

ما باید با اثرات مضر تبعیض مبارزه کنیم.

the banefulness of war leaves lasting scars.

اثرات مضر جنگ زخم‌های ماندگار از خود باقی می‌گذارد.

understanding the banefulness of violence is essential for society.

درک اثرات مضر خشونت برای جامعه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید