baron

[ایالات متحده]/'bær(ə)n/
[بریتانیا]/'bærən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بارون؛ بزرگ؛ تاجر.
Word Forms
جمعbarons

جملات نمونه

Are you a friend of Baron Wendleton’s?

آیا شما دوستی با بارونWendleton دارید؟

The oil baron was killed by an assassin.

صاحب ثروت نفتی توسط یک آدمکش کشته شد.

a petition by the earls, barons, and commonalty of the realm.

یک دادخواست از طرفEarl ها، Baron ها و مردم عادی پادشاهی.

the Baron left a natural son by his mistress.

Baron پسری طبیعی از معشوقه اش داشت.

Apella armors can be equipped only by clan members if their class is Baron or higher.

زره‌های Apella فقط می‌توانند توسط اعضای قبیله استفاده شوند اگر درجه آنها Baron یا بالاتر باشد.

He has the dubious distinction of being the first railway baron to go bankrupt.

او افتخار مشکوکی به عنوان اولین Baron راه آهن که ورشکست شد دارد.

On June 15th, 1215, the King accepted the program of demands embodied by the barons in Magna Charta.

در ۱۵ ژوئن ۱۲۱۵، پادشاه برنامه درخواست‌های Baron ها را که در Magna Charta متبلور شده بود، پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید