basket

[ایالات متحده]/'bɑːskɪt/
[بریتانیا]/'bæskɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی که معمولاً از مواد بافته شده ساخته می‌شود و برای حمل یا ذخیره‌سازی اقلام استفاده می‌شود؛ یک واحد امتیاز در ورزش‌ها؛ مقدار اقلامی که در یک سبد جا می‌گیرد
vt. قرار دادن اقلام در یک سبد
Word Forms
جمعbaskets

عبارات و ترکیب‌ها

woven basket

سبد بافته شده

laundry basket

سبد لباس

picnic basket

سبد پیک‌نیک

fruit basket

سبد میوه

shopping basket

سبد خرید

bamboo basket

سبد بامبو

basket case

حالت درمانده

hanging basket

سبد آویزان

wastepaper basket

سبد سطل زباله

rattan basket

سبد حصیری

bread basket

سبد نان

جملات نمونه

a basket of groceries.

یک سبد مواد غذایی

a basket of ten currencies.

یک سبد ده ارز

a basket of flowering plants.

یک سبد گل

they let down a basket on a chain.

آنها یک سبد را روی زنجیر پایین انداختند.

a basket lined with polythene.

یک سبد با روکش پلیتین

Baskets are made by -cing reeds.

سبدها با استفاده از حشره‌گیری‌های - ساخته می‌شوند.

He made the college basket-ball team.

او به تیم بسکتبال کالج راه یافت.

How many bananas are in the basket?

چند موز در سبد وجود دارد؟

The boy shouldered a basket of fruits.

پسر یک سبد میوه را بر دوش گرفت.

Corbeil is put in big basket, two basket why not and one basket.

کوربویل در سبد بزرگ قرار می گیرد، چرا دو سبد و یک سبد نه؟

A hoopman shooted at the basket,but missed the basket five times.

یک توپ انداز به سمت سبد شلیک کرد، اما پنج بار سبد را از دست داد.

The chickens were basketed and sent to the market.

مرغ ها در سبد قرار داده و به بازار فرستاده شدند.

Organic apples in a whicker basket.

سیب های ارگانیک در یک سبد حصیری.

They were carrying several baskets of fruit to the market.

آنها چندین سبد میوه را به بازار حمل می کردند.

The basket is very light; I can easily pick it up.

سبد خیلی سبک است؛ من به راحتی می توانم آن را بلند کنم.

My basket is so full that I can't carry it.

سبد من آنقدر پر است که نمی توانم آن را حمل کنم.

the basket comes lined with natural coco fibres.

سبد با الیاف طبیعی نارگیل پوشانده شده است.

I began grubbing about in the waste-paper basket to find the envelope.

من شروع به جستجو در سبد سطل زباله برای پیدا کردن پاکت کردم.

He doesn't get any baskets, but he sure can block.

او سبدی نمی گیرد، اما مطمئناً می تواند مسدود کند.

نمونه‌های واقعی

And then you can keep the basket.

و سپس می‌توانید سبد را نگه دارید.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

Keep it? But it has a basket.

آن را نگه دارید؟ اما این یک سبد دارد.

منبع: Gourmet food, prayer, and love

She always goes shopping with a shopping basket.

او همیشه با یک سبد خرید خرید می رود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Oh, I'm sorry. Is that your basket?

اوه، متاسفم. آیا آن سبد شماست؟

منبع: Volume 1

Yes. We can get a basket of bread there.

بله. ما می توانیم یک سبد نان آنجا بگیریم.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

" Do you wish to buy any baskets? " he asked.

" آیا می خواهید هر سبدی بخرید؟ " او پرسید.

منبع: Selected Works from Walden Pond

They thrust their baskets down to trap the fish.

آنها سبدهای خود را به پایین فشار دادند تا ماهی ها را به دام بیاندازند.

منبع: Human Planet

As if. He was in your basket.

مثل این که. او در سبد شما بود.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

That kind of thing. It's called a consumer basket.

این نوع چیز. به آن سبد مصرف کننده می گویند.

منبع: Economic Crash Course

It is easy to watch and carry the one basket.

نگهداری و حمل یک سبد آسان است.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید