bastions

[ایالات متحده]/bæsˈtʃənz/
[بریتانیا]/bæˈstɪənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استحکامات، به ویژه برجک‌ها یا دیوارهای بلندی که بخشی از یک استحکام هستند.; یک دژ; مکانی از قدرت یا امنیت.; هر ساختار یا موقعیت دفاعی.; به طور مجازی، یک موقعیت از قدرت یا نفوذ; دژ ایده‌ها یا باورها.

عبارات و ترکیب‌ها

bastions of freedom

قلعه‌های آزادی

fortifications and bastions

قلعه‌ها و سنگرها

bastions of knowledge

قلعه‌های دانش

bastion of democracy

سنگر دموکراسی

hold the bastions

سنگرها را حفظ کنید

bastions of tradition

قلعه‌های سنت

attack the bastions

به سنگرها حمله کنید

strongholds and bastions

حصارها و سنگرها

bastions against tyranny

سنگرها در برابر ظلم

جملات نمونه

they built bastions to protect the city from invaders.

آنها سنگرها را برای محافظت از شهر در برابر مهاجمان ساختند.

the bastions of democracy must be defended at all costs.

بنیادهای دموکراسی باید به هر قیمتی دفاع شوند.

historical bastions can be found all over europe.

می‌توان سنگرهای تاریخی را در سراسر اروپا یافت.

education serves as one of the bastions of a free society.

آموزش به عنوان یکی از سنگرهای یک جامعه آزاد عمل می‌کند.

the military established bastions in strategic locations.

ارتش سنگرهایی را در مکان‌های استراتژیک ایجاد کرد.

these bastions of culture are vital for preserving heritage.

این سنگرهای فرهنگ برای حفظ میراث حیاتی هستند.

in times of crisis, community centers become bastions of support.

در زمان بحران، مراکز جامعه به سنگرهایی از حمایت تبدیل می‌شوند.

the bastions of the castle were heavily fortified.

سنگرهای قلعه به شدت مستحکم بودند.

activists view their movement as a bastion for change.

فعالین جنبش خود را به عنوان سنگری برای تغییر می‌بینند.

these bastions of innovation are essential for economic growth.

این سنگرهای نوآوری برای رشد اقتصادی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید