battalion

[ایالات متحده]/bəˈtæliən/
[بریتانیا]/bəˈtæliən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد نظامی که از یک جمعیت بزرگ سربازان تشکیل شده است و برای اقدام متحد سازماندهی شده است؛ گروهی از نیروهای نظامی که به طور مشترک کار می‌کنند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

infantry battalion

گردان پیاده‌نظام

armored battalion

گردان زرهی

elite battalion

گردان نخبه

جملات نمونه

Battalion headquarters has approved the retreat.

ستاد گردان دستور عقب‌نشینی را تأیید کرده است.

a battalion hemmed in by enemy troops;

یک گردان محاصره شده توسط نیروهای دشمن;

two battalions were on their way, and a third was standing by.

دو گردان در راه بودند و یک گردان دیگر آماده بود.

Aids has cut a swathe through battalions of ordinary people.

کمک‌های اولیه، آسیب‌های زیادی به گردان‌های مردم عادی وارد کرده است.

a United Kingdom battalion would be co-located with the home-base battalion.

یک گردان بریتانیای متحد با گردان اصلی در یک مکان قرار خواهد گرفت.

In the angle at the left of this epaulement,there was visible the head of the column of a battalion from the suburbs massed in the Rue Saint-Denis.

در زاویه‌ای سمت چپ این سنگر، سر ستون یک گردان از حومه شهر که در خیابان سنت دنیس مستقر بود، قابل مشاهده بود.

نمونه‌های واقعی

He surveys his battalion of 180 men.

او دسته خود متشکل از 180 سرباز را بررسی می‌کند.

منبع: TED-Ed (video version)

For now the formation of the second national guard battalion of Ukraine is underway.

در حال حاضر، تشکیل هنگ دوم گارد ملی اوکراین در حال انجام است.

منبع: VOA Standard May 2014 Collection

On the front page of the paper she read something about the Norwegian UN battalion in Lebanon.

او در صفحه اول روزنامه چیزی در مورد هنگ نروژی سازمان ملل در لبنان خواند.

منبع: Sophie's World (Original Version)

" He's one of the fourth battalion of the forty-ninth" ! they said.

" او یکی از هنگ چهارم از چههل و نهم است!" آنها گفتند.

منبع: Education of Love

It will also upset Ukraine's volunteer battalions, including commanders of three powerful anti-rebel paramilitary groups who were elected.

این موضوع همچنین باعث ناراحتی هنگ‌های داوطلب اوکراین، از جمله فرماندهان سه گروه شبه نظامی قدرتمند ضد شورشی که انتخاب شده بودند، خواهد شد.

منبع: The Economist (Summary)

Then Coretti lost his head, and roared, " The fourth battalion of the forty-ninth" !

سپس کورتی عقلش را از دست داد و فریاد زد: " هنگ چهارم از چههل و نهم!"

منبع: Education of Love

Like soldiers marching into battle, spider-crab battalions face off in Australia's Melbourne Bay.

مانند سربازانی که به سمت نبرد می‌روند، هنگ‌های خرچنگ عنکبوتی در خلیج ملبورن استرالیا رو در روی هم قرار می‌گیرند.

منبع: Ocean Original Soundtrack

The UN battalion ... wasn't that the postmark on the card from Hilde's father?

هنگ سازمان ملل متحد ... آیا آن مهر روی کارت از پدر هیلده نبود؟

منبع: Sophie's World (Original Version)

Our battalion's never had a find like this. We owe it all to Max.

هیچ هنگی تا به حال چنین کشفی نداشتیم. ما همه چیز را به مکس مدیونیم.

منبع: Max the Military Dog Original Soundtrack

" I belong to the fourth battalion of forty-nine, " replied Coretti, touching his medal.

" من متعلق به هنگ چهارم از چههل و نه هستم،" کورتی در حالی که مدالش را لمس می‌کرد، پاسخ داد.

منبع: Education of Love

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید