brigade

[ایالات متحده]/brɪˈɡeɪd/
[بریتانیا]/brɪˈɡeɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از سربازان که برای هدف خاصی سازماندهی شده‌اند؛ بدنه‌ای بزرگ از نیروها؛ شکل‌گیری سربازان
vt. سازماندهی یا تشکیل یک گروه برای هدف خاصی؛ سازماندهی یا تشکیل به یک شکل‌گیری
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbrigading
قسمت سوم فعلbrigaded
شکل سوم شخص مفردbrigades
زمان گذشتهbrigaded
جمعbrigades

عبارات و ترکیب‌ها

fire brigade

یگان آتش‌نشانی

brigade commander

فرمانده گردان

brigade level

سطح گردان

brigade headquarters

ستاد گردان

artillery brigade

گردان توپخانه

mechanized brigade

گردان زرهی

infantry brigade

گردان پیاده‌نظام

جملات نمونه

Our brigade will be committed at dawn.

گردان ما در سپیده دم مستقر خواهد شد.

they thought the speech too closely brigaded with illegal action.

آنها فکر کردند سخنرانی بیش از حد با اقدام غیرقانونی مرتبط است.

formed a bucket brigade to carry water to the fire.

یک گروه سطل برای حمل آب به آتش تشکیل شد.

They fought in the same brigade during the war.

آنها در طول جنگ در همان گردان جنگیدند.

The fire brigade was called out twice last night.

شیرجه آتش‌نشانی دو بار شب گذشته فراخوانده شد.

units in 1st Commando Brigade

واحدها در گردان یک کوماندو

Fire-brigades are standing by in case of an explosion.

در صورت انفجار، تیم‌های آتش‌نشانی آماده هستند.

he commanded a brigade of 3,000 men.

او یک گردان از 3000 مرد را فرماندهی کرد.

By the time the fire-brigade arrived the fire had burnt (itself) out.

تا زمانی که تیم آتش‌نشانی رسید، آتش خاموش شده بود.

All water used by the fire-brigade for fire extinction purpose is supplied free by an act of Congress.

تمام آبی که توسط تیم آتش‌نشانی برای خاموش کردن آتش استفاده می‌شود، به طور رایگان توسط قانون کنگره تامین می‌شود.

نمونه‌های واقعی

No, no. Don't call the fire brigade.

نه، نه. آتش‌نشانی را صدا نزن.

منبع: Learn English by following hot topics.

The king was thinking of sending an armored brigade into Syria.

شاه در حال فکر کردن به اعزام یک لشکر زرهی به سوریه بود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

The citizens volunteered to set up a brigade to protect the neighborhood.

شهروندان داوطلبانه برای محافظت از محله یک گردان راه‌اندازی کردند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

We also have the medical brigade, which is in Honduras, partners of surgery in Guatemala.

ما همچنین یک گردان پزشکی داریم که در هندوراس است، شرکای جراحی در گواتمالا.

منبع: VOA Standard Speed February 2016 Collection

So...if it isn't the early morning gossip brigade. Who are we dishing today?

بنابراین... اگر این گروه شایعه صبح زود نباشد. امروز درباره چه کسی صحبت می‌کنیم؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Everything was coordinated by the brigade commander.

همه چیز توسط فرمانده گردان هماهنگ شد.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

Right. Let's see if we can claw one back for the EV Brigade.

درست است. ببینیم آیا می‌توانیم یکی را برای گردان EV پس بگیریم.

منبع: Technology Trends

Now they're enlisting an intrepid brigade of citizen scientists to carry the work further. That means you.

حالا آنها یک گردان جسورانه از دانشمندان شهروند را برای ادامه کار استخدام می‌کنند. منظور شماست.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American April 2019 Collection

I'm not part of the anti-fat brigade.

من بخشی از گروه ضد چربی نیستم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Here are analysts with the London fire brigade.

اینجا تحلیلگرانی از آتش‌نشانی لندن وجود دارند.

منبع: NPR News December 2013 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید