battling illness
در حال مبارزه با بیماری
battling traffic
در حال مبارزه با ترافیک
battling addiction
در حال مبارزه با اعتیاد
battling fatigue
در حال مبارزه با خستگی
battling the elements
در حال مبارزه با عناصر
battling doubts
در حال مبارزه با تردیدها
battling stress
در حال مبارزه با استرس
battling against time
در حال مبارزه با زمان
battling prejudice
در حال مبارزه با تعصب
battling for justice
در حال مبارزه برای عدالت
they are battling against the odds to succeed.
آنها با وجود مشکلات فراوان برای موفقیت تلاش میکنند.
the team is battling for the championship title.
تیم برای کسب عنوان قهرمانی مبارزه میکند.
she is battling her fears to give a speech.
او برای سخنرانی کردن با ترسهای خود مبارزه میکند.
the country is battling a severe economic crisis.
کشور با یک بحران اقتصادی شدید مبارزه میکند.
he is battling with his inner demons.
او با شیاطین درونی خود مبارزه میکند.
they are battling to keep the environment clean.
آنها برای حفظ پاکیزگی محیط زیست مبارزه میکنند.
the soldiers are battling for their freedom.
سربازان برای آزادی خود مبارزه میکنند.
she is battling through a tough workout routine.
او در حال پشت سر گذاشتن یک برنامه تمرینی سخت است.
the community is battling to save the local park.
جامعه برای نجات پارک محلی مبارزه میکند.
he is battling to recover from his illness.
او برای بهبودی از بیماری خود مبارزه میکند.
battling illness
در حال مبارزه با بیماری
battling traffic
در حال مبارزه با ترافیک
battling addiction
در حال مبارزه با اعتیاد
battling fatigue
در حال مبارزه با خستگی
battling the elements
در حال مبارزه با عناصر
battling doubts
در حال مبارزه با تردیدها
battling stress
در حال مبارزه با استرس
battling against time
در حال مبارزه با زمان
battling prejudice
در حال مبارزه با تعصب
battling for justice
در حال مبارزه برای عدالت
they are battling against the odds to succeed.
آنها با وجود مشکلات فراوان برای موفقیت تلاش میکنند.
the team is battling for the championship title.
تیم برای کسب عنوان قهرمانی مبارزه میکند.
she is battling her fears to give a speech.
او برای سخنرانی کردن با ترسهای خود مبارزه میکند.
the country is battling a severe economic crisis.
کشور با یک بحران اقتصادی شدید مبارزه میکند.
he is battling with his inner demons.
او با شیاطین درونی خود مبارزه میکند.
they are battling to keep the environment clean.
آنها برای حفظ پاکیزگی محیط زیست مبارزه میکنند.
the soldiers are battling for their freedom.
سربازان برای آزادی خود مبارزه میکنند.
she is battling through a tough workout routine.
او در حال پشت سر گذاشتن یک برنامه تمرینی سخت است.
the community is battling to save the local park.
جامعه برای نجات پارک محلی مبارزه میکند.
he is battling to recover from his illness.
او برای بهبودی از بیماری خود مبارزه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید