battling

[ایالات متحده]/ˈbætəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbætəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. درگیر یک مبارزه یا کشمکش.
n. یک نبرد یا مسابقه.

عبارات و ترکیب‌ها

battling illness

در حال مبارزه با بیماری

battling traffic

در حال مبارزه با ترافیک

battling addiction

در حال مبارزه با اعتیاد

battling fatigue

در حال مبارزه با خستگی

battling the elements

در حال مبارزه با عناصر

battling doubts

در حال مبارزه با تردیدها

battling stress

در حال مبارزه با استرس

battling against time

در حال مبارزه با زمان

battling prejudice

در حال مبارزه با تعصب

battling for justice

در حال مبارزه برای عدالت

جملات نمونه

they are battling against the odds to succeed.

آنها با وجود مشکلات فراوان برای موفقیت تلاش می‌کنند.

the team is battling for the championship title.

تیم برای کسب عنوان قهرمانی مبارزه می‌کند.

she is battling her fears to give a speech.

او برای سخنرانی کردن با ترس‌های خود مبارزه می‌کند.

the country is battling a severe economic crisis.

کشور با یک بحران اقتصادی شدید مبارزه می‌کند.

he is battling with his inner demons.

او با شیاطین درونی خود مبارزه می‌کند.

they are battling to keep the environment clean.

آنها برای حفظ پاکیزگی محیط زیست مبارزه می‌کنند.

the soldiers are battling for their freedom.

سربازان برای آزادی خود مبارزه می‌کنند.

she is battling through a tough workout routine.

او در حال پشت سر گذاشتن یک برنامه تمرینی سخت است.

the community is battling to save the local park.

جامعه برای نجات پارک محلی مبارزه می‌کند.

he is battling to recover from his illness.

او برای بهبودی از بیماری خود مبارزه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید