beachwear

[ایالات متحده]/biːtʃweər/
[بریتانیا]/beɪtʃwɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس‌هایی که در ساحل پوشیده می‌شوند، مانند لباس‌های شنا، شلوارک و لباس‌های تابستانی؛ لباس‌های ساحلی یا پوشاک.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

beachwear shopping

خرید لباس ساحلی

summer beachwear trends

ترندهای لباس ساحلی تابستانی

affordable beachwear options

گزینه‌های مقرون‌به‌صرفه لباس ساحلی

comfortable beachwear materials

مواد راحت لباس ساحلی

eco-friendly beachwear brands

برندهای لباس ساحلی سازگار با محیط زیست

latest beachwear designs

طرح‌های جدید لباس ساحلی

جملات نمونه

she packed her beachwear for the summer vacation.

او لباس‌های ساحلی خود را برای تعطیلات تابستانی آماده کرد.

his beachwear collection includes stylish swimsuits.

مجموعه لباس‌های ساحلی او شامل لباس‌های شنای شیک است.

they went shopping for new beachwear before the trip.

آنها قبل از سفر برای خرید لباس‌های ساحلی جدید رفتند.

beachwear is essential for a fun day at the beach.

لباس ساحلی برای یک روز سرگرم کننده در ساحل ضروری است.

she loves to wear colorful beachwear during summer.

او عاشق پوشیدن لباس‌های ساحلی رنگارنگ در تابستان است.

he forgot his beachwear and had to borrow some.

او لباس ساحلی خود را فراموش کرد و مجبور شد از کسی قرض بگیرد.

choosing the right beachwear can enhance your confidence.

انتخاب لباس ساحلی مناسب می‌تواند اعتماد به نفس شما را افزایش دهد.

she models beachwear for a popular swimwear brand.

او برای یک برند محبوب لباس شنا مدل می‌شود.

beachwear trends change every summer.

روندهای لباس ساحلی هر تابستان تغییر می‌کنند.

he always looks for comfortable beachwear when traveling.

او همیشه به دنبال لباس ساحلی راحت هنگام سفر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید