cover-up

[ایالات متحده]/ˈkʌvər ʌp/
[بریتانیا]/ˈkʌvər ʌp/

ترجمه

n. عمل پنهان کردن حقیقت یا جلوگیری از کشف آن.
Word Forms
جمعcover-ups

عبارات و ترکیب‌ها

cover-up attempt

تلاش برای پنهان‌کاری

political cover-up

پنهان‌کاری سیاسی

massive cover-up

پنهان‌کاری گسترده

cover-up story

داستان پنهان‌کاری

exposing cover-ups

افشای پنهان‌کاری‌ها

cover-up scandal

رسوای پنهان‌کاری

a cover-up

یک پنهان‌کاری

cover-up operation

عملیات پنهان‌کاری

investigating cover-ups

بررسی پنهان‌کاری‌ها

failed cover-up

پنهان‌کاری ناموفق

جملات نمونه

the company attempted a cover-up after the accident.

شرکت پس از حادثه تلاش کرد تا یک پوشش خبری انجام دهد.

there was a massive cover-up regarding the politician's financial dealings.

در مورد معاملات مالی سیاستمدار یک پوشش خبری گسترده وجود داشت.

the investigation revealed a complex cover-up scheme.

تحقیقات یک طرح پوشش خبری پیچیده را نشان داد.

the whistleblower exposed the government's cover-up.

افشاگر پوشش خبری دولت را افشا کرد.

the media played a crucial role in uncovering the cover-up.

رسانه ها نقش مهمی در افشای پوشش خبری ایفا کردند.

he was involved in a serious cover-up and faced severe consequences.

او در یک پوشش خبری جدی دخالت داشت و با عواقب وخیمی روبرو شد.

the police suspected a cover-up but lacked sufficient evidence.

پلیس به یک پوشش خبری مشکوک بود اما شوایندی کافی نداشت.

the truth eventually emerged despite the elaborate cover-up.

حقایق در نهایت با وجود پوشش خبری پیچیده آشکار شدند.

the scandal was a desperate attempt at a cover-up.

رسوایی یک تلاش ناامیدانه برای پوشش خبری بود.

the internal review uncovered a long-running cover-up.

بررسی داخلی یک پوشش خبری طولانی مدت را کشف کرد.

the journalist refused to be part of the cover-up.

روزنامه‌نگار از شرکت در پوشش خبری امتناع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید