beanie

[ایالات متحده]/ˈbiːni/
[بریتانیا]/ˈbiːni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلاهی کوچک و نرم بدون لبه، که معمولاً توسط دانشجویان دانشگاه یا کودکان پوشیده می‌شود؛ کلاهی گرد کوچک با تزئیناتی مانند گل‌ها یا پرها
Word Forms
جمعbeanies

عبارات و ترکیب‌ها

wear a beanie

پوشیدن کلاه بافتنی

beanie hat

کلاه بافتنی

a cozy beanie

یک کلاه بافتنی دنج

knitted beanie

کلاه بافتنی

beanie season

فصل کلاه بافتنی

beanie baby

عروسک بافتنی

beanie cap

کلاه بافتنی

wool beanie

کلاه بافتنی پشمی

a winter beanie

یک کلاه بافتنی زمستانی

جملات نمونه

she wore a cozy beanie to keep warm in the winter.

او یک کلاه بافتنی دنج پوشید تا در زمستان گرم بماند.

he bought a stylish beanie for his trip to the mountains.

او یک کلاه بافتنی شیک برای سفرش به کوه ها خرید.

the beanie is perfect for chilly evenings.

این کلاه بافتنی برای شب های سرد عالی است.

she knitted a colorful beanie as a gift for her friend.

او یک کلاه بافتنی رنگارنگ به عنوان هدیه برای دوستش بافت.

he likes to wear a beanie when he goes skateboarding.

او دوست دارد وقتی اسکیت برد می کند، یک کلاه بافتنی بپوشد.

the beanie kept his head warm during the snowstorm.

کلاه بافتنی سرش را در طول طوفان برف گرم نگه داشت.

she has a collection of beanies in different colors.

او مجموعه ای از کلاه های بافتنی با رنگ های مختلف دارد.

wearing a beanie can add a casual touch to any outfit.

پوشیدن یک کلاه بافتنی می تواند یک حس غیررسمی به هر لباسی اضافه کند.

he pulled his beanie down over his ears to block the cold wind.

او کلاه بافتنی خود را روی گوش هایش کشید تا از وزش باد سرد جلوگیری کند.

she prefers a beanie over a baseball cap for winter outings.

او ترجیح می دهد برای تفریح زمستانی، کلاه بافتنی به جای کلاه بیسبال بپوشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید