beastly

[ایالات متحده]/'biːstlɪ/
[بریتانیا]/'bistli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مانند یک حیوان وحشی؛ بی‌رحم
adv. به شدت؛ بسیار

عبارات و ترکیب‌ها

beastly behavior

رفتار وحشیانه

جملات نمونه

don't be beastly to him.

به او بی‌رحم نباشید.

What a beastly storm!

چه طوفان وحشتناکی!

The dirty pub is a beastly place.

بار منزوی کثیف، مکانی وحشتناک است.

a beastly dull wedding party.

یک مهمانی عروسی کسل کننده و وحشتناک.

He was so beastly,you’ve no idea.

او آنقدر بی‌رحم بود که شما نمی‌دانید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید