bedchamber

[ایالات متحده]/'bedtʃeɪmbə/
[بریتانیا]/'bɛdtʃembɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاق خواب برای فردی با مقام بالا؛ اتاق خواب یک پادشاه.
Word Forms

جملات نمونه

She retired to her bedchamber to rest after a long day.

او برای استراحت بعد از یک روز طولانی به اتاق شخصی خود بازگشت.

The bedchamber was elegantly decorated with silk curtains and plush carpets.

اتاق شخصی به زیبایی با پرده‌های ابریشمی و فرش‌های لوکس تزئین شده بود.

He knocked on the door of the bedchamber but received no response.

او به در اتاق شخصی کوبید، اما پاسخی دریافت نکرد.

The bedchamber overlooked a beautiful garden.

اتاق شخصی چشم انداز زیبایی به یک باغ داشت.

The bedchamber was dimly lit with candles.

اتاق شخصی با شمع‌ها کم نور بود.

The bedchamber had a cozy fireplace for cold winter nights.

اتاق شخصی یک شومینه دنج برای شب‌های سرد زمستان داشت.

She kept her most precious belongings in a locked chest in the bedchamber.

او متعلقات ارزشمندترین خود را در یک صندوق قفل شده در اتاق شخصی نگه می‌داشت.

The bedchamber had a large four-poster bed with luxurious bedding.

اتاق شخصی یک تخت بزرگ چهار ستون با ملحفه های لوکس داشت.

The bedchamber was filled with the scent of fresh flowers.

اتاق شخصی با عطر گل‌های تازه پر شده بود.

The bedchamber had a balcony overlooking the sea.

اتاق شخصی دارای بالکنی با چشم انداز دریا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید