beestings

[ایالات متحده]/biːstɪŋz/
[بریتانیا]/beast-ings/

ترجمه

n. اولین شیری که یک گاو پس از زایمان تولید می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

beestings of fortune

شانس‌های شیرین

sharing the beestings

اشتراک گذاری شیرینی‌ها

the sweetest beestings

شیرین ترین شیرینی ها

beestings abound

شیرینی ها فراوان هستند

جملات نمونه

beestings are often used in traditional medicine.

گزش زنبورها اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

many people are allergic to beestings.

بسیاری از افراد به گزش زنبورها آلرژی دارند.

beestings can cause swelling and pain.

گزش زنبورها می‌تواند باعث تورم و درد شود.

she applied ice to reduce the beestings' effects.

او یخ زد تا اثرات گزش زنبورها را کاهش دهد.

he learned to avoid areas with high beestings activity.

او یاد گرفت که از مناطقی با فعالیت بالای گزش زنبورها اجتناب کند.

beestings can be a serious health risk for some.

گزش زنبورها می‌تواند یک خطر جدی برای سلامتی برخی از افراد باشد.

she had a severe reaction to the beestings.

او واکنش شدید به گزش زنبورها نشان داد.

beestings are a common problem for outdoor workers.

گزش زنبورها یک مشکل رایج برای کارگران فضای باز است.

he always carries an epipen for beestings emergencies.

او همیشه یک اپی‌پن برای شرایط اضطراری گزش زنبورها همراه دارد.

understanding how to treat beestings is important.

درک نحوه درمان گزش زنبورها مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید