wedding gifts
هدیای عروسی
giving gifts
ارائه هدیه دادن
received gifts
دریافت هدیه
small gifts
هدیههای کوچک
unique gifts
هدیههای منحصر به فرد
housewarming gifts
هدیه افتتاح خانه
best gifts
بهترین هدیهها
wrapped gifts
هدیههای بستهبندی شده
sent gifts
ارسال هدیه
holiday gifts
هدیههای تعطیلات
we exchanged gifts with our family during the holidays.
ما هدیه با خانوادهمان در تعطیلات رد و بدل کردیم.
she received many thoughtful gifts for her birthday.
او هدیههای متفکرانه زیادی برای تولدش دریافت کرد.
the children were excited to open their christmas gifts.
کودکان برای باز کردن هدایای کریسمس خود هیجانزده بودند.
he bought her a special gift to show his appreciation.
او یک هدیه خاص برای نشان دادن قدردانی خود برای او خرید.
they donated old toys and gifts to a local charity.
آنها اسباببازیها و هدیههای قدیمی را به یک خیریه محلی اهدا کردند.
the store offered a wide selection of holiday gifts.
فروشگاه مجموعهای گستردهای از هدایای تعطیلات ارائه میداد.
it's the thought that counts, not the price of the gifts.
فکر مهم است، نه قیمت هدیهها.
we carefully wrapped all the presents and gifts.
ما با دقت همه هدایا و هدیهها را بستهایم.
he surprised her with unexpected gifts and flowers.
او با هدایای غیرمنتظره و گلها او را غافلگیر کرد.
they sent small gifts to thank their employees.
آنها هدایای کوچکی برای تشکر از کارمندان خود فرستادند.
she loves giving gifts more than receiving them.
او بیشتر از دریافت، دادن هدیه را دوست دارد.
wedding gifts
هدیای عروسی
giving gifts
ارائه هدیه دادن
received gifts
دریافت هدیه
small gifts
هدیههای کوچک
unique gifts
هدیههای منحصر به فرد
housewarming gifts
هدیه افتتاح خانه
best gifts
بهترین هدیهها
wrapped gifts
هدیههای بستهبندی شده
sent gifts
ارسال هدیه
holiday gifts
هدیههای تعطیلات
we exchanged gifts with our family during the holidays.
ما هدیه با خانوادهمان در تعطیلات رد و بدل کردیم.
she received many thoughtful gifts for her birthday.
او هدیههای متفکرانه زیادی برای تولدش دریافت کرد.
the children were excited to open their christmas gifts.
کودکان برای باز کردن هدایای کریسمس خود هیجانزده بودند.
he bought her a special gift to show his appreciation.
او یک هدیه خاص برای نشان دادن قدردانی خود برای او خرید.
they donated old toys and gifts to a local charity.
آنها اسباببازیها و هدیههای قدیمی را به یک خیریه محلی اهدا کردند.
the store offered a wide selection of holiday gifts.
فروشگاه مجموعهای گستردهای از هدایای تعطیلات ارائه میداد.
it's the thought that counts, not the price of the gifts.
فکر مهم است، نه قیمت هدیهها.
we carefully wrapped all the presents and gifts.
ما با دقت همه هدایا و هدیهها را بستهایم.
he surprised her with unexpected gifts and flowers.
او با هدایای غیرمنتظره و گلها او را غافلگیر کرد.
they sent small gifts to thank their employees.
آنها هدایای کوچکی برای تشکر از کارمندان خود فرستادند.
she loves giving gifts more than receiving them.
او بیشتر از دریافت، دادن هدیه را دوست دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید