belated

[ایالات متحده]/bɪ'leɪtɪd/
[بریتانیا]/bɪ'letɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیر رسیدن یا اتفاق افتادن نسبت به آنچه باید اتفاق می‌افتاد؛ قدیمی یا از مد افتاده.

عبارات و ترکیب‌ها

belated birthday wishes

آرزوی تبریک تولد با تاخیر

belated anniversary celebration

جشن سالگرد ازدواج با تاخیر

جملات نمونه

a belated birthday card.

یک تبریک تولد دیر هنگام

The belated travellers lost their way in the forest.

سفرکنندگان دیر رسیده‌ گم شده خود را در جنگل پیدا کردند.

They made a belated attempt to save her life.

آنها یک تلاش دیر هنگام برای نجات جان او انجام دادند.

The award is being made in belated recognition of her services to the industry.

این جایزه به عنوان قدردانی دیر هنگام از خدمات او به صنعت اهدا می‌شود.

نمونه‌های واقعی

Mr Fridman threatened to go to court, calling the government's objections to the deal belated, hurried and irrational.

آقای فریدمن تهدید کرد که به دادگاه خواهد رفت و ادعاهای دولت مبنی بر مخالفت با توافق را دیر هنگام، عجولانه و غیرمنطقی خواند.

منبع: The Economist (Summary)

So it is belated since it's afterwards.

بنابراین از آنجایی که بعد از آن اتفاق افتاده، دیر شده است.

منبع: IELTS Writing Preparation Guide

First we see happy belated birthday.

ابتدا تولد دیر هنگام و شاد را می‌بینیم.

منبع: IELTS Writing Preparation Guide

My mom used to consider Chanukah a belated back-to-school holiday.

مادرم معمولاً هانوکا را یک تعطیلات بازگشت به مدرسه دیر هنگام در نظر می‌گرفت.

منبع: Listening Digest

The gentleman who uttered the cries was evidently a belated Mormon.

آن مردی که این فریادها را سر داد، آشکارا یک مورمن دیر هنگام بود.

منبع: Around the World in Eighty Days

And then I'm going to say happy belated birthday.

و سپس می‌خواهم بگویم تولد دیر هنگام و شاد.

منبع: IELTS Writing Preparation Guide

The belated moon looks over the rooftops and finds no one to welcome her.

ماه دیر هنگام بر پشت‌بام‌ها نظارت می‌کند و کسی را برای خوشامدگویی نمی‌یابد.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

So first thing I'll say is happy belated birthday.

بنابراین اولین چیزی که می‌گویم تولد دیر هنگام و شاد است.

منبع: IELTS Writing Preparation Guide

And a belated happy birthday to you, Mr. Carter turned 99 years old, three days ago.

و تولد دیر هنگام و شاد شما، آقای کارتر، سه روز پیش 99 ساله شد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Happy belated birthday to two Sumatran tiger Cubs who explored their new habitat for the first-time last week.

تولد دیر هنگام و شاد دو توله ببر سوماترایی که هفته گذشته برای اولین بار زیستگاه جدید خود را کشف کردند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید