believer

[ایالات متحده]/bɪˈli:və/
[بریتانیا]/bɪ'livɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که به چیزی یا کسی ایمان دارد؛ فردی که به چیزی باور دارد
Word Forms
جمعbelievers

عبارات و ترکیب‌ها

strong believer

معتقد قوی

dedicated believer

معتقد متعهد

جملات نمونه

a believer in ghosts.

باورمند به ارواح

the archetypal believer, Abraham.

نمونه بارز با ایمان، ابراهیم

I'm a great believer in community policing.

من یک طرفدار بزرگ پلیس محلی هستم.

believers of various professions.

باورمندان از مشاغل مختلف

He's a fervent believer in free speech.

او یک طرفدار پرشور آزادی بیان است.

a believer in human progress.See Synonyms at development

باورمند به پیشرفت انسان. به مترادف‌ها در توسعه نگاه کنید

I'm a firm believer in always telling the truth.

من یک طرفدار قوی همیشه راست گفتن هستم.

Teddy is a great believer in finding happy medium.

تدی یک طرفدار بزرگ یافتن راه حل میانه است.

The boss was a firm believer in developing strong teamwork.

رئیس یک طرفدار قوی توسعه کار تیمی قوی بود.

I’m a firm believer in the benefits of exercise.

من یک طرفدار قوی مزایای ورزش هستم.

I’m a firm believer in always telling the truth.

من یک طرفدار قوی همیشه راست گفتن هستم.

Christian Frigo specializes in Italian cuisine as an unconditional believer in the usage of fresh seasonal ingredients.

کریستین فریگو در زمینه آشپزی ایتالیایی به عنوان یک طرفدار بی قید و شرط استفاده از مواد اولیه تازه و فصلی تخصص دارد.

turth is for believer lie is for suspecter question is for questioner answer is for ............... rainyke

حقیقت برای باورمند، دروغ برای مظنون، سوال برای پرسشگر، پاسخ برای .............. رینیك

Believers say he was blessed with the gift of bilocation --the ability to appear in two places at once.

باورمندان می گویند او با موهبت دو مکانیت - توانایی ظاهر شدن در دو مکان به طور همزمان - موهبت داده شده بود.

My mother was a great believer in horoscopes all her life.

مادرم تمام عمرش یک طرفدار بزرگ فال بود.

He finally, observedterry with certain passages kathie lee gifford braless of a believer in his.

او در نهایت، با برخی از عبارات تری، کتی لی گیفورد بدون سینه، یک باورمند به او، مشاهده کرد.

Believer of dolichocephalic of a knock looks in square of big clear temple, see arrange orderly ghee to grow bright lamp, see the turquoise of Cang Yinma Nao of a full of beautiful things in eyes.

باورمند به دولیکوسفالیک از یک ضربه به شکل مربع معبد بزرگ و واضح، ببینید چطور کره را به طور مرتب بچینید تا لامپ روشن شود، رنگ فیروزه ای کانگ یینما نائو را ببینید که پر از چیزهای زیبا در چشمان شماست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید