doubter

[ایالات متحده]/ˈdaʊtə(r)/
[بریتانیا]/ˈdaʊtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که نگرش شکاکانه دارد؛ غیرمؤمن؛ شکاک.
Word Forms
جمعdoubters

جملات نمونه

She is a persistent doubter when it comes to new technology.

او در مورد فناوری‌های جدید، یک شک‌کنندهٔ پیگیر است.

The doubter questioned the validity of the research findings.

شک‌کنندهٔ، صحت یافته‌های تحقیق را زیر سوال برد.

As a natural doubter, he always seeks evidence to support his beliefs.

به عنوان یک شک‌کنندهٔ ذاتی، او همیشه به دنبال شواهدی برای تایید باورهای خود است.

The doubter remained unconvinced despite the convincing arguments presented.

با وجود استدلال‌های قانع‌کننده، شک‌کننده همچنان متقاعد نشد.

She is known as the eternal doubter among her friends.

او در بین دوستانش به عنوان شک‌کنندهٔ ابدی شناخته می‌شود.

The doubter's skepticism led to further investigation of the claims.

شک‌کنندگی شک‌کننده منجر به بررسی بیشتر ادعاها شد.

His reputation as a doubter often precedes him in academic circles.

شهرت او به عنوان یک شک‌کننده اغلب در محافل علمی پیش از او مطرح می‌شود.

The doubter's persistent questioning challenged the status quo.

سوالات پیگیرانهٔ شک‌کننده، وضعیت موجود را به چالش کشید.

Despite being labeled a doubter, she always seeks the truth.

با وجود اینکه به عنوان یک شک‌کننده برچسب‌گذاری شده است، او همیشه به دنبال حقیقت است.

The doubter's skepticism often leads to healthy debates and discussions.

شک‌کنندگی شک‌کننده اغلب منجر به بحث‌ها و گفتگوهای سالم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید