belligerents

[ایالات متحده]/bɛˈlɪdʒərənts/
[بریتانیا]/bɛˈlɪdʒərənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طرف‌هایی که در جنگ یا درگیری (کشورها، گروه‌ها یا افراد) درگیر هستند.

جملات نمونه

the belligerents reached a ceasefire agreement after months of conflict.

طرفین درگیری پس از ماه ها جنگ به توافق آتش بس رسیدند.

both belligerents suffered heavy casualties during the battle.

هر دو طرف درگیر تلفات سنگینی را در طول نبرد متحمل شدند.

the belligerents accused each other of violating the peace treaty.

طرفین درگیر یکدیگر را به نقض پیمان صلح متهم کردند.

international observers monitored the actions of the belligerents.

ناظران بین المللی اقدامات طرفین درگیر را رصد کردند.

negotiations between the belligerents were facilitated by a neutral party.

مذاکرات بین طرفین درگیر توسط یک طرف بی طرف تسهیل شد.

the belligerents engaged in fierce fighting over the territory.

طرفین درگیر در نبرد شدید بر سر منطقه درگیر شدند.

both belligerents are now seeking a diplomatic resolution.

اکنون هر دو طرف درگیر به دنبال راه حل دیپلماتیک هستند.

the belligerents have been locked in a stalemate for weeks.

طرفین درگیر برای هفته ها در بن بست گیر کرده اند.

humanitarian aid was provided to civilians caught between the belligerents.

کمک های بشردوستانه به غیرنظامیان گرفتار بین طرفین درگیر ارائه شد.

the belligerents are preparing for a potential escalation of the conflict.

طرفین درگیر خود را برای تشدید احتمالی درگیری آماده می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید