belong

[ایالات متحده]/bɪˈlɒŋ/
[بریتانیا]/bɪˈlɔːŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. عضوی از یک گروه خاص بودن; متعلق به بودن; در یک دسته خاص قرار گرفتن; جا شدن; مناسب بودن
Word Forms
زمان گذشتهbelonged
صفت یا فعل حال استمراریbelonging
قسمت سوم فعلbelonged
شکل سوم شخص مفردbelongs
جمعbelongs

عبارات و ترکیب‌ها

belong to

به متعلق بودن به

belong in

در قرار گرفتن

جملات نمونه

Bacteria belong to the microorganism.

باکتری‌ها متعلق به میکروارگانیسم‌ها هستند.

they belong to garden and bridge clubs.

آنها متعلق به باشگاه‌های باغ و پلی هستند.

the vehicle did not belong to him.

خودرو متعلق به او نبود.

I belong to a photographic club.

من به یک باشگاه عکاسی تعلق دارم.

Are these your belonging?

آیا اینها متعلق به شما هستند؟

That plant belongs outdoors.

آن گیاه متعلق به فضای باز است.

That book belongs to me.

آن کتاب متعلق به من است.

That dictionary belongs to the library.

آن فرهنگ لغت متعلق به کتابخانه است.

We belong to the same generation.

ما متعلق به نسل یکسان هستیم.

The photos belong in an album.

عکس‌ها باید در یک آلبوم باشند.

She belongs in this block.

او باید در این بلوک باشد.

That book belongs on this shelf.

آن کتاب باید روی این قفسه باشد.

We belong to the new club.

ما به باشگاه جدید تعلق داریم.

Britain belongs to the EEC.

بریتانییا به جامعه اقتصادی اروپا تعلق دارد.

Poetry belongs with music.

شعر با موسیقی همراه است.

This house must belong to John.

این خانه باید متعلق به جان باشد.

That top belongs to this box.

آن قسمت بالایی متعلق به این جعبه است.

Success belongs to the persevering.

موفقیت متعلق به کسانی است که پشتکار دارند.

The stapler belongs to her.

زاق متعلق به او است.

you and me, we belong together.

شما و من، ما باید با هم باشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید