benches

[ایالات متحده]/bɛnʃɪz/
[بریتانیا]/ˈbɛnˌtʃiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از قاضیان نشسته در دادگاه؛ صندلی بلند ساخته شده از چوب؛ صندلی‌هایی برای اعضای پارلمان بریتانیا؛ منطقه‌ای که ورزشکاران در حاشیه یک رویداد ورزشی استراحت می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

park benches

نیمکت‌های پارک

school benches

نیمکت‌های مدرسه

wooden benches

نیمکت‌های چوبی

empty benches

نیمکت‌های خالی

wedding benches

نیمکت‌های عروسی

benches lined up

نیمکت‌های مرتب

bench press

پرس نیمکت

benches for relaxation

نیمکت‌های استراحت

new benches installed

نصب نیمکت‌های جدید

جملات نمونه

we sat on the benches in the park.

ما روی نیمکت‌های پارک نشستیم.

the benches were painted bright colors.

نیمکت‌ها با رنگ‌های روشن رنگ‌آمیزی شده بودند.

children love to play around the benches.

کودکان عاشق بازی اطراف نیمکت‌ها هستند.

there are benches along the walking path.

نیمکت‌هایی در طول مسیر پیاده‌روی وجود دارد.

people often gather on the benches to chat.

افراد اغلب برای گپ زدن در نیمکت‌ها جمع می‌شوند.

the benches provide a nice place to relax.

نیمکت‌ها یک مکان خوب برای استراحت فراهم می‌کنند.

she likes to read on the benches by the lake.

او دوست دارد کنار دریاچه روی نیمکت‌ها بخواند.

benches are often used for outdoor events.

نیمکت‌ها اغلب برای رویدادهای فضای باز استفاده می‌شوند.

we need more benches in the community park.

ما به نیمکت‌های بیشتری در پارک محلی نیاز داریم.

they installed new benches for the festival.

آنها نیمکت‌های جدیدی برای جشنواره نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید