rests

[ایالات متحده]/[restz]/
[بریتانیا]/[rɛstz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره‌ای زمانی که شخصی یا شیئی مشغول به کار یا فعالیت نیست؛ وقفه کوتاه در یک قطعه موسیقی.
v. برای مدتی دست از کار کشیدن یا غیرفعال شدن؛ تکیه دادن یا حمایت شدن؛ دست کشیدن از اجرا یا نواختن.

عبارات و ترکیب‌ها

rests well

خوب است

rests assured

مطمئن باشید

rests here

اینجا استراحت می‌کند

rests now

حالا استراحت می‌کند

rests gently

به آرامی استراحت می‌کند

rests against

در برابر ... استراحت می‌کند

rests upon

بر روی ... استراحت می‌کند

rests briefly

به طور خلاصه استراحت می‌کند

rests comfortably

به راحتی استراحت می‌کند

rests longer

طولانی‌تر استراحت می‌کند

جملات نمونه

the hiker rests on a boulder overlooking the valley.

گردشگر بر روی یک سنگ بزرگ با دیدی به سوی دره استراحت می‌کند.

she rests her head against the cool windowpane.

او سرش را به شیشه خنک تکیه می‌دهد.

the patient rests comfortably in a hospital bed.

بیمار به راحتی در تخت بیمارستان استراحت می‌کند.

he rests his case on several key pieces of evidence.

او استدلال خود را بر اساس چندین مدرک کلیدی بنا می‌کند.

the company rests its hopes on the new product launch.

شرکت امیدوار است که با عرضه محصول جدید به موفقیت برسد.

the decision rests with the board of directors.

تصمیم با هیئت مدیره است.

the responsibility rests on your shoulders.

مسئولیت بر عهده شماست.

the book rests on the top shelf of the library.

کتاب بر روی قفسه بالایی کتابخانه قرار دارد.

the weary traveler rests for a moment before continuing.

مسافر خسته برای لحظه‌ای استراحت می‌کند قبل از اینکه ادامه دهد.

the argument rests on a faulty premise.

استدلال بر اساس یک فرضی نادرست استوار است.

the cat rests peacefully in a sunbeam.

گربه به آرامی در معرض تابش آفتاب استراحت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید