rests well
خوب است
rests assured
مطمئن باشید
rests here
اینجا استراحت میکند
rests now
حالا استراحت میکند
rests gently
به آرامی استراحت میکند
rests against
در برابر ... استراحت میکند
rests upon
بر روی ... استراحت میکند
rests briefly
به طور خلاصه استراحت میکند
rests comfortably
به راحتی استراحت میکند
rests longer
طولانیتر استراحت میکند
the hiker rests on a boulder overlooking the valley.
گردشگر بر روی یک سنگ بزرگ با دیدی به سوی دره استراحت میکند.
she rests her head against the cool windowpane.
او سرش را به شیشه خنک تکیه میدهد.
the patient rests comfortably in a hospital bed.
بیمار به راحتی در تخت بیمارستان استراحت میکند.
he rests his case on several key pieces of evidence.
او استدلال خود را بر اساس چندین مدرک کلیدی بنا میکند.
the company rests its hopes on the new product launch.
شرکت امیدوار است که با عرضه محصول جدید به موفقیت برسد.
the decision rests with the board of directors.
تصمیم با هیئت مدیره است.
the responsibility rests on your shoulders.
مسئولیت بر عهده شماست.
the book rests on the top shelf of the library.
کتاب بر روی قفسه بالایی کتابخانه قرار دارد.
the weary traveler rests for a moment before continuing.
مسافر خسته برای لحظهای استراحت میکند قبل از اینکه ادامه دهد.
the argument rests on a faulty premise.
استدلال بر اساس یک فرضی نادرست استوار است.
the cat rests peacefully in a sunbeam.
گربه به آرامی در معرض تابش آفتاب استراحت میکند.
rests well
خوب است
rests assured
مطمئن باشید
rests here
اینجا استراحت میکند
rests now
حالا استراحت میکند
rests gently
به آرامی استراحت میکند
rests against
در برابر ... استراحت میکند
rests upon
بر روی ... استراحت میکند
rests briefly
به طور خلاصه استراحت میکند
rests comfortably
به راحتی استراحت میکند
rests longer
طولانیتر استراحت میکند
the hiker rests on a boulder overlooking the valley.
گردشگر بر روی یک سنگ بزرگ با دیدی به سوی دره استراحت میکند.
she rests her head against the cool windowpane.
او سرش را به شیشه خنک تکیه میدهد.
the patient rests comfortably in a hospital bed.
بیمار به راحتی در تخت بیمارستان استراحت میکند.
he rests his case on several key pieces of evidence.
او استدلال خود را بر اساس چندین مدرک کلیدی بنا میکند.
the company rests its hopes on the new product launch.
شرکت امیدوار است که با عرضه محصول جدید به موفقیت برسد.
the decision rests with the board of directors.
تصمیم با هیئت مدیره است.
the responsibility rests on your shoulders.
مسئولیت بر عهده شماست.
the book rests on the top shelf of the library.
کتاب بر روی قفسه بالایی کتابخانه قرار دارد.
the weary traveler rests for a moment before continuing.
مسافر خسته برای لحظهای استراحت میکند قبل از اینکه ادامه دهد.
the argument rests on a faulty premise.
استدلال بر اساس یک فرضی نادرست استوار است.
the cat rests peacefully in a sunbeam.
گربه به آرامی در معرض تابش آفتاب استراحت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید