benefactors

[ایالات متحده]/ˈbenɪˈfæk.tərz/
[بریتانیا]/ˌbɛnɪˈfæktər z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی یا گروه‌هایی که به یک شخص، هدف یا سازمان کمک مالی یا دیگر کمک‌ها ارائه می‌دهند؛ کسانی که کار خوبی برای دیگران انجام داده‌اند؛ نیکوکاران.

عبارات و ترکیب‌ها

recognizing benefactors publicly

تشکر عمومی از نیکوکاران

honoring loyal benefactors

گرامیداشت نیکوکاران وفادار

جملات نمونه

many benefactors contribute to the success of the charity.

بسیاری از نیکوکاران به موفقیت خیریه کمک می‌کنند.

benefactors often wish to remain anonymous.

نیکوکاران اغلب ترجیح می‌دهند ناشناس بمانند.

the school thanked its benefactors at the annual gala.

مدرسه از نیکوکاران خود در مهمانی سالانه قدردانی کرد.

we rely on benefactors to fund our projects.

ما به نیکوکاران برای تامین بودجه پروژه‌های خود متکی هستیم.

benefactors play a crucial role in community development.

نیکوکاران نقش مهمی در توسعه جامعه ایفا می‌کنند.

without benefactors, many organizations would struggle to survive.

بدون نیکوکاران، بسیاری از سازمان‌ها برای زنده ماندن دست و پا می‌گرفتند.

benefactors are often honored for their generous donations.

اغلب نیکوکاران به خاطر کمک‌های سخاوتمندانه خود مورد تجلیل قرار می‌گیرند.

some benefactors prefer to donate to specific causes.

برخی از نیکوکاران ترجیح می‌دهند به اهداف خاصی کمک کنند.

we should recognize the efforts of our benefactors.

ما باید تلاش‌های نیکوکاران خود را به رسمیت بشناسیم.

benefactors can make a significant impact on society.

نیکوکاران می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر جامعه بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید