bestowed

[ایالات متحده]/bɪˈstəʊd/
[بریتانیا]/bɪˈstowd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته استمراری bestow

عبارات و ترکیب‌ها

bestowed with honor

با افتخار مورد تقدیر قرار گرفت

bestowed upon him

به او عطا شد

bestowed a gift

هدیه داد

bestowed great responsibility

مسئولیت بزرگ به او محول شد

bestowed with wisdom

با خرد و حکمت مورد تقدیر قرار گرفت

bestowed blessings

نعمات الهی به او عطا شد

جملات نمونه

she was bestowed with the highest honor at the award ceremony.

او با بالاترین افتخار در مراسم اهدای جوایز مورد تقدیر قرار گرفت.

the title was bestowed upon him for his outstanding contributions.

این عنوان به پاس دستاوردهای برجسته‌اش به او اعطا شد.

the charity event bestowed gifts to underprivileged children.

در این رویداد خیریه، هدایا به کودکان محروم اهدا شد.

he was bestowed the privilege of speaking at the conference.

وی حق امتیاز سخنرانی در کنفرانس را به دست آورد.

the ancient artifact was bestowed to the museum for preservation.

این شیء باستانی برای حفظ و نگهداری به موزه اهدا شد.

the award was bestowed in recognition of her dedication.

این جایزه به پاس تعهد او اهدا شد.

they bestowed their trust in him during the project.

آنها اعتماد خود را در طول پروژه به او نشان دادند.

the community bestowed gratitude upon the volunteers.

جامعه قدردانی خود را از داوطلبان نشان داد.

the title of 'best teacher' was bestowed last year.

عنوان 'معلم برتر' سال گذشته اهدا شد.

she felt honored to be bestowed with such a responsibility.

او مفتخر بود که چنین مسئولیتی را به او محول کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید