awarded

[ایالات متحده]/[əˈwɔːdɪd]/
[بریتانیا]/[əˈwɔːrdɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی جایزه یا افتخار دادن؛ دادن چیزی به کسی در نتیجه یک تصمیم؛ دریافت جایزه یا افتخار
adj. جایزه دار؛ به عنوان جایزه یا افتخار داده شده

عبارات و ترکیب‌ها

awarded prize

جوایز

awarded contract

قرارداد

awarded medal

مدال

being awarded

در حال دریافت

awarded degree

مدرک

awarded scholarship

بورسیه

awarded damages

خسارت

awarded position

سمت

awarded recognition

شناخت

awarded grant

وام

جملات نمونه

the company was awarded a significant contract by the government.

شرکت قراردادی مهم از سوی دولت دریافت کرد.

she was awarded first prize in the national photography competition.

او جایزه اول را در مسابقه ملی عکاسی کسب کرد.

the research team was awarded a grant to continue their studies.

گروه تحقیقاتی مبلغی را برای ادامه تحقیقات خود دریافت کرد.

he was awarded a medal for his bravery in the field.

او مدالی برای شجاعت خود در میدان دریافت کرد.

the school was awarded recognition for its excellent academic program.

مدرسه به دلیل برنامه درسی عالی خود مورد تقدیر قرار گرفت.

the project was awarded a high score by the review committee.

پروژه توسط کمیته داوری امتیاز بالایی دریافت کرد.

the charity was awarded a generous donation from a private foundation.

ساز خیریه مبلغی سخاوتمندانه از یک بنیاد خصوصی دریافت کرد.

the student was awarded a scholarship to attend university.

دانشجو بورسیه تحصیلی برای حضور در دانشگاه دریافت کرد.

the film was awarded several prestigious awards at the festival.

فیلم در جشنواره جوایز معتبر متعددی دریافت کرد.

the athlete was awarded the title of "athlete of the year."

ورزشکار عنوان «ورزشکار سال» را دریافت کرد.

the community was awarded funding for a new park.

جامعه بودجه‌ای برای یک پارک جدید دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید