biannual

[ایالات متحده]/baɪ'ænjʊəl/
[بریتانیا]/baɪ'ænjuəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سالی دو بار اتفاق افتادن

جملات نمونه

the biannual meeting of the planning committee.

جلسه دو سالانه کمیته برنامه ریزی

The company holds biannual meetings to discuss its financial performance.

شرکت جلسات دو سالانه برای بحث در مورد عملکرد مالی خود برگزار می کند.

She attends biannual dental check-ups to maintain her oral health.

او برای حفظ سلامت دهان و دندان خود در معاینات دندانپزشکی دو سالانه شرکت می کند.

The magazine publishes biannual issues in spring and fall.

مجله شماره های دو سالانه خود را در فصل بهار و پاییز منتشر می کند.

The university conducts biannual surveys to gather feedback from students.

دانشگاه نظرسنجی های دو سالانه برای جمع آوری بازخورد از دانشجویان انجام می دهد.

The biannual report highlights the company's achievements and challenges.

گزارش دو سالانه دستاوردها و چالش های شرکت را برجسته می کند.

The biannual festival attracts tourists from around the world.

جشنواره دو سالانه گردشگران را از سراسر جهان جذب می کند.

The biannual sale offers discounts on a wide range of products.

فروش دو سالانه تخفیف های ویژه ای را برای طیف گسترده ای از محصولات ارائه می دهد.

The biannual performance review helps employees track their progress.

ارزیابی عملکرد دو سالانه به کارکنان کمک می کند تا پیشرفت خود را پیگیری کنند.

The biannual competition showcases talent from different countries.

مسابقه دو سالانه استعدادهای مختلف کشورها را به نمایش می گذارد.

The biannual conference brings together experts in the field to share their research.

کنفرانس دو سالانه متخصصان این حوزه را گرد هم می آورد تا تحقیقات خود را به اشتراک بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید