examining bicuspids
بررسی دندانهای دوکشی
missing bicuspids
دندانهای دوکشی گمشده
bicuspids present
وجود دندانهای دوکشی
analyzing bicuspids
تحلیل دندانهای دوکشی
restoring bicuspids
بازپر کردن دندانهای دوکشی
bicuspid tooth
دندان دوکشی
identifying bicuspids
شناسایی دندانهای دوکشی
replacing bicuspids
تعویض دندانهای دوکشی
assessing bicuspids
ارزیابی دندانهای دوکشی
decayed bicuspids
دندانهای دوکشی فاسد شده
the dentist carefully examined my bicuspids for signs of decay.
دنتیست به دقت دندانهای دوکشیدهام را برای علائم فساد بررسی کرد.
proper brushing technique is essential for maintaining healthy bicuspids.
فناوری صحیح برش دندانهای دوکشیده برای حفظ سلامت آنها ضروری است.
my bicuspids are particularly prone to cavities due to their shape.
دندانهای دوکشیدهام به دلیل شکل خاص خود به ویژه مستعد تهزدن میباشند.
the orthodontist recommended braces to align my bicuspids correctly.
ورزشکار دندانی پروتز را برای تنظیم درست دندانهای دوکشیدهام توصیه کرد.
a filling was placed in one of my bicuspids to repair a small cavity.
یک پرکننده در یکی از دندانهای دوکشیدهام قرار داده شد تا یک تهزد کوچک را تعمیر کند.
the patient's bicuspids showed significant wear and tear.
دندانهای دوکشیده بیمار نشان دادند که خسارت قابل توجهی دارند.
flossing between your bicuspids is crucial for preventing gum disease.
خیس کردن بین دندانهای دوکشیدهتان برای جلوگیری از بیماریهای گums ضروری است.
the dental x-ray clearly revealed the condition of my bicuspids.
توموگرافی دندانی به روشنی وضعیت دندانهای دوکشیدهام را نشان داد.
the dentist used a probe to assess the depth around my bicuspids.
دنتیست از یک ابزار برای ارزیابی عمق اطراف دندانهای دوکشیدهام استفاده کرد.
maintaining good oral hygiene helps protect your bicuspids and molars.
حفظ بهداشت دهان میتواند به حفظ دندانهای دوکشیده و دندانهای گوشتی شما کمک کند.
the extraction of a severely damaged bicuspid was necessary.
استخراج یک دندان دوکشیده شدیداً آسیب دیده ضروری بود.
examining bicuspids
بررسی دندانهای دوکشی
missing bicuspids
دندانهای دوکشی گمشده
bicuspids present
وجود دندانهای دوکشی
analyzing bicuspids
تحلیل دندانهای دوکشی
restoring bicuspids
بازپر کردن دندانهای دوکشی
bicuspid tooth
دندان دوکشی
identifying bicuspids
شناسایی دندانهای دوکشی
replacing bicuspids
تعویض دندانهای دوکشی
assessing bicuspids
ارزیابی دندانهای دوکشی
decayed bicuspids
دندانهای دوکشی فاسد شده
the dentist carefully examined my bicuspids for signs of decay.
دنتیست به دقت دندانهای دوکشیدهام را برای علائم فساد بررسی کرد.
proper brushing technique is essential for maintaining healthy bicuspids.
فناوری صحیح برش دندانهای دوکشیده برای حفظ سلامت آنها ضروری است.
my bicuspids are particularly prone to cavities due to their shape.
دندانهای دوکشیدهام به دلیل شکل خاص خود به ویژه مستعد تهزدن میباشند.
the orthodontist recommended braces to align my bicuspids correctly.
ورزشکار دندانی پروتز را برای تنظیم درست دندانهای دوکشیدهام توصیه کرد.
a filling was placed in one of my bicuspids to repair a small cavity.
یک پرکننده در یکی از دندانهای دوکشیدهام قرار داده شد تا یک تهزد کوچک را تعمیر کند.
the patient's bicuspids showed significant wear and tear.
دندانهای دوکشیده بیمار نشان دادند که خسارت قابل توجهی دارند.
flossing between your bicuspids is crucial for preventing gum disease.
خیس کردن بین دندانهای دوکشیدهتان برای جلوگیری از بیماریهای گums ضروری است.
the dental x-ray clearly revealed the condition of my bicuspids.
توموگرافی دندانی به روشنی وضعیت دندانهای دوکشیدهام را نشان داد.
the dentist used a probe to assess the depth around my bicuspids.
دنتیست از یک ابزار برای ارزیابی عمق اطراف دندانهای دوکشیدهام استفاده کرد.
maintaining good oral hygiene helps protect your bicuspids and molars.
حفظ بهداشت دهان میتواند به حفظ دندانهای دوکشیده و دندانهای گوشتی شما کمک کند.
the extraction of a severely damaged bicuspid was necessary.
استخراج یک دندان دوکشیده شدیداً آسیب دیده ضروری بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید