incisors

[ایالات متحده]/ɪnˈsaɪzəz/
[بریتانیا]/ɪnˈsaɪzərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم دندان پیشین؛ دندان‌هایی که برای بریدن استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

sharp incisors

دندان‌های نیش تیز

human incisors

دندان‌های نیش انسان

incisors teeth

دندان‌های نیش

upper incisors

دندان‌های نیش بالایی

lower incisors

دندان‌های نیش پایینی

deciduous incisors

دندان‌های نیش شیری

permanent incisors

دندان‌های نیش دائمی

incisors function

عملکرد دندان‌های نیش

incisors alignment

ترازیح دندان‌های نیش

incisors care

مراقبت از دندان‌های نیش

جملات نمونه

humans have four incisors in each quadrant of their mouth.

انسان‌ها در هر قسمت از دهان خود چهار دندان نیش دارند.

incisors are essential for cutting food.

دندان‌های نیش برای بریدن غذا ضروری هستند.

children lose their incisors as they grow.

کودکان با رشد خود دندان‌های نیش خود را از دست می‌دهند.

dental hygiene is important for healthy incisors.

بهداشت دهان و دندان برای داشتن دندان‌های نیش سالم مهم است.

some animals have sharper incisors than others.

برخی از حیوانات دندان‌های نیش تیغ‌دارتری نسبت به سایرین دارند.

incisors are the first teeth to erupt in infants.

دندان‌های نیش اولین دندان‌هایی هستند که در نوزادان ظاهر می‌شوند.

regular dental check-ups help maintain your incisors.

معاینات دندانی منظم به حفظ دندان‌های نیش شما کمک می‌کند.

incisors play a crucial role in speech development.

دندان‌های نیش نقش مهمی در رشد گفتار دارند.

misaligned incisors can cause bite issues.

دندان‌های نیش نامرتب می‌توانند باعث مشکلات گاز گرفتن شوند.

some people choose to get braces to straighten their incisors.

برخی از افراد تصمیم می‌گیرند از براکت استفاده کنند تا دندان‌های نیش خود را صاف کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید