bicycled to work
به کار با دوچرخه رفت
he bicycled past
او با دوچرخه گذشت
bicycled down hill
در پایین کوه با دوچرخه رفت
she bicycled home
او با دوچرخه به خانه برگشت
they bicycled around
آنها با دوچرخه در اطراف گرد روییدند
bicycled with him
با او با دوچرخه رفت
bicycled very fast
با دوچرخه بسیار سریع رفت
bicycled through town
با دوچرخه از شهر عبور کرد
bicycled across bridge
از روی پل با دوچرخه عبور کرد
bicycled for miles
کیلومترها با دوچرخه رفت
he bicycled across the country, documenting his journey online.
او با دوچرخه از کشور عبور کرد و سفر خود را آنلاین ثبت کرد.
she bicycled to work every day, enjoying the fresh air.
او هر روز با دوچرخه به کار میرفت و هواي تازه را لذت میبرد.
the children bicycled down the hill, laughing with glee.
کودکان با دوچرخه از کوه پایین میآمدند و با خوشحالی میخندیدند.
they bicycled through the park, admiring the autumn foliage.
آنها با دوچرخه از پارک عبور کردند و برگهای پاییزی را تحسین میکردند.
he bicycled past the old bookstore, remembering his youth.
او با دوچرخه از کتابفروشی قدیمی عبور کرد و جوانی خود را به یاد میآورد.
she bicycled along the scenic coastal route, taking in the views.
او با دوچرخه در مسیر ساحلی زیبایی حرکت میکرد و دیدهها را لذت میبرد.
the group bicycled to the nearby town for the weekend market.
گروه با دوچرخه به شهر نزدیک برای بازار روز شنبه رفت.
he bicycled up the steep hill, feeling the burn in his legs.
او با دوچرخه به کوه شیبدار بالا میرفت و احساس سوزش در پاهایش را داشت.
they bicycled around the lake, enjoying the peaceful atmosphere.
آنها با دوچرخه در اطراف دریاچه حرکت میکردند و از جو آرامشبخش لذت میبردند.
she bicycled with her friends, sharing stories and laughter.
او با دوچرخه با دوستانش همراه بود و داستانها و خندهها را به اشتراک میگذاشت.
he bicycled to the meeting, arriving slightly late but energized.
او با دوچرخه به جلسه رفت، کمی دیرتر رسید اما انرژیاش را حفظ کرده بود.
bicycled to work
به کار با دوچرخه رفت
he bicycled past
او با دوچرخه گذشت
bicycled down hill
در پایین کوه با دوچرخه رفت
she bicycled home
او با دوچرخه به خانه برگشت
they bicycled around
آنها با دوچرخه در اطراف گرد روییدند
bicycled with him
با او با دوچرخه رفت
bicycled very fast
با دوچرخه بسیار سریع رفت
bicycled through town
با دوچرخه از شهر عبور کرد
bicycled across bridge
از روی پل با دوچرخه عبور کرد
bicycled for miles
کیلومترها با دوچرخه رفت
he bicycled across the country, documenting his journey online.
او با دوچرخه از کشور عبور کرد و سفر خود را آنلاین ثبت کرد.
she bicycled to work every day, enjoying the fresh air.
او هر روز با دوچرخه به کار میرفت و هواي تازه را لذت میبرد.
the children bicycled down the hill, laughing with glee.
کودکان با دوچرخه از کوه پایین میآمدند و با خوشحالی میخندیدند.
they bicycled through the park, admiring the autumn foliage.
آنها با دوچرخه از پارک عبور کردند و برگهای پاییزی را تحسین میکردند.
he bicycled past the old bookstore, remembering his youth.
او با دوچرخه از کتابفروشی قدیمی عبور کرد و جوانی خود را به یاد میآورد.
she bicycled along the scenic coastal route, taking in the views.
او با دوچرخه در مسیر ساحلی زیبایی حرکت میکرد و دیدهها را لذت میبرد.
the group bicycled to the nearby town for the weekend market.
گروه با دوچرخه به شهر نزدیک برای بازار روز شنبه رفت.
he bicycled up the steep hill, feeling the burn in his legs.
او با دوچرخه به کوه شیبدار بالا میرفت و احساس سوزش در پاهایش را داشت.
they bicycled around the lake, enjoying the peaceful atmosphere.
آنها با دوچرخه در اطراف دریاچه حرکت میکردند و از جو آرامشبخش لذت میبردند.
she bicycled with her friends, sharing stories and laughter.
او با دوچرخه با دوستانش همراه بود و داستانها و خندهها را به اشتراک میگذاشت.
he bicycled to the meeting, arriving slightly late but energized.
او با دوچرخه به جلسه رفت، کمی دیرتر رسید اما انرژیاش را حفظ کرده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید