urban bidonvilles
کمپهای غیررسمی شهری
crowded bidonvilles
کمپهای غیررسمی پرجمعیت
makeshift bidonvilles
کمپهای غیررسمی موقت
growing bidonvilles
کمپهای غیررسمی در حال رشد
bidonvilles spreading
گسترش کمپهای غیررسمی
bidonvilles expanded
کمپهای غیررسمی گسترش یافته
the city launched a new housing plan to replace the bidonvilles on the outskirts.
شهر یک برنامه جدید مسکن را برای جایگزینی بیدونولههای اطراف شهر اعلام کرد.
thousands of families live in bidonvilles without running water or reliable electricity.
هزاران خانواده در بیدونولهها زندگی میکنند بدون آب لولهای یا برق مطمئن.
after the storm, aid workers distributed blankets throughout the bidonvilles.
پس از باران، کارکنان کمکرسانی پتوها را در تمامی بیدونولهها توزیع کردند.
local ngos provide basic health services in the bidonvilles every week.
سازمانهای غیردولتی محلی هر هفته خدمات بهداشتی پایهای در بیدونولهها ارائه میدهند.
the government promised to clear the bidonvilles, but residents demanded fair rehousing.
دولت قول داد که بیدونولهها را پاک کند، اما ساکنین خواستار انتقال عادلانه بودند.
journalists reported on rising rents pushing more workers into bidonvilles.
خبرنگاران درباره افزایش اجارهها گزارش دادند که بیشتر کارگران را به بیدونولهها میکشاند.
she volunteered to teach literacy classes in the bidonvilles near the port.
او داوطلب شد تا در بیدونولههای نزدیک بندر کلاسهای آموزش خواندن و نوشتن را تدریس کند.
community leaders organized clean-up campaigns to reduce trash in the bidonvilles.
رهبران جامعه کمپینهای تمیز کردن را سازماندهی کردند تا زبالهها در بیدونولهها کاهش یابد.
the documentary highlighted the resilience of people living in the bidonvilles.
فیلم مستند مقاومت مردم زندگی کننده در بیدونولهها را تاکید کرد.
fire safety inspections were expanded after a blaze swept through the bidonvilles.
پس از آتشسوزیهایی که از بیدونولهها گذشت، بازرسیهای ایمنی آتشسوزی گسترش یافت.
public transit cuts left the bidonvilles even more isolated from jobs and schools.
کاهش حمل و نقل عمومی باعث شد که بیدونولهها از شغلها و مدارس دورتر شوند.
urban planners debated whether upgrading services in the bidonvilles was more effective than relocation.
برنامهریزان شهری درباره اینکه آیا بهبود خدمات در بیدونولهها بهتر از انتقال است، بحث کردند.
urban bidonvilles
کمپهای غیررسمی شهری
crowded bidonvilles
کمپهای غیررسمی پرجمعیت
makeshift bidonvilles
کمپهای غیررسمی موقت
growing bidonvilles
کمپهای غیررسمی در حال رشد
bidonvilles spreading
گسترش کمپهای غیررسمی
bidonvilles expanded
کمپهای غیررسمی گسترش یافته
the city launched a new housing plan to replace the bidonvilles on the outskirts.
شهر یک برنامه جدید مسکن را برای جایگزینی بیدونولههای اطراف شهر اعلام کرد.
thousands of families live in bidonvilles without running water or reliable electricity.
هزاران خانواده در بیدونولهها زندگی میکنند بدون آب لولهای یا برق مطمئن.
after the storm, aid workers distributed blankets throughout the bidonvilles.
پس از باران، کارکنان کمکرسانی پتوها را در تمامی بیدونولهها توزیع کردند.
local ngos provide basic health services in the bidonvilles every week.
سازمانهای غیردولتی محلی هر هفته خدمات بهداشتی پایهای در بیدونولهها ارائه میدهند.
the government promised to clear the bidonvilles, but residents demanded fair rehousing.
دولت قول داد که بیدونولهها را پاک کند، اما ساکنین خواستار انتقال عادلانه بودند.
journalists reported on rising rents pushing more workers into bidonvilles.
خبرنگاران درباره افزایش اجارهها گزارش دادند که بیشتر کارگران را به بیدونولهها میکشاند.
she volunteered to teach literacy classes in the bidonvilles near the port.
او داوطلب شد تا در بیدونولههای نزدیک بندر کلاسهای آموزش خواندن و نوشتن را تدریس کند.
community leaders organized clean-up campaigns to reduce trash in the bidonvilles.
رهبران جامعه کمپینهای تمیز کردن را سازماندهی کردند تا زبالهها در بیدونولهها کاهش یابد.
the documentary highlighted the resilience of people living in the bidonvilles.
فیلم مستند مقاومت مردم زندگی کننده در بیدونولهها را تاکید کرد.
fire safety inspections were expanded after a blaze swept through the bidonvilles.
پس از آتشسوزیهایی که از بیدونولهها گذشت، بازرسیهای ایمنی آتشسوزی گسترش یافت.
public transit cuts left the bidonvilles even more isolated from jobs and schools.
کاهش حمل و نقل عمومی باعث شد که بیدونولهها از شغلها و مدارس دورتر شوند.
urban planners debated whether upgrading services in the bidonvilles was more effective than relocation.
برنامهریزان شهری درباره اینکه آیا بهبود خدمات در بیدونولهها بهتر از انتقال است، بحث کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید