slum housing; slum districts.
مسکن فقیرنشین؛ مناطق فقیرنشین
The slums are a reproach to London.
حاشیه نشینی، ننگ لندن است.
a slummy part of town; slum conditions.
بخشی از شهر با شرایط فقیرنشین؛ شرایط زندگی در حاشیه
The President's visit to the slums was a mere pose.
بازدید رئیسجمهور از مناطق فقیرنشین صرفاً یک ژست بود.
a beautiful garden amid the squalor of the slums
باغی زیبا در میان زباله و فقر محله.
businessmen are having to slum it in aircraft economy class seats.
تاجران مجبورند در صندلیهای ارزانقیمت هواپیما زندگی فقیرانه کنند.
slum clearance accelerated during the 1960s.
بازسازی حاشیه نشینی در دهه 1960 تسریع شد.
the city is now part slum, part consumer paradise.
اکنون شهر بخشی حاشیه نشین و بخشی بهشت مصرفکنندگان است.
What a wretched existence these people lead in the slums!
چه زندگی رنجبار و وخیمی که این مردم در مناطق فقیرنشین دارند!
Many coloured people live in the slum near the Main Street.
بسیاری از مردم رنگینپوست در منطقه فقیرنشین نزدیک خیابان اصلی زندگی میکنند.
black-and-white photos of slums were starkly juxtaposed with colour images.
عکسهای سیاه و سفید از مناطق فقیرنشین به شدت با تصاویر رنگی در تضاد قرار گرفتند.
The policemen who patrolled the big city slum area that summer were sitting on a volcano.
پلیسانی که آن تابستان منطقه فقیرنشین شهر بزرگ را گشتگذاری میکردند، روی یک آتشفشان نشسته بودند.
Muhammad Babul Hossain, one of the slum's three compost collectors, didn't have a job before the barrel program began, but now he's one of the slum's high-income earners at 4,000 taka ($58) per month.
محمد بابل حسین، یکی از سه جمعکننده کمپوست در محله فقیرنشین، قبل از شروع برنامه بشکه شغلی نداشت، اما اکنون او یکی از پردرآمدترین افراد محله فقیرنشین با درآمد 4000 تاکا (58 دلار) در ماه است.
slum housing; slum districts.
مسکن فقیرنشین؛ مناطق فقیرنشین
The slums are a reproach to London.
حاشیه نشینی، ننگ لندن است.
a slummy part of town; slum conditions.
بخشی از شهر با شرایط فقیرنشین؛ شرایط زندگی در حاشیه
The President's visit to the slums was a mere pose.
بازدید رئیسجمهور از مناطق فقیرنشین صرفاً یک ژست بود.
a beautiful garden amid the squalor of the slums
باغی زیبا در میان زباله و فقر محله.
businessmen are having to slum it in aircraft economy class seats.
تاجران مجبورند در صندلیهای ارزانقیمت هواپیما زندگی فقیرانه کنند.
slum clearance accelerated during the 1960s.
بازسازی حاشیه نشینی در دهه 1960 تسریع شد.
the city is now part slum, part consumer paradise.
اکنون شهر بخشی حاشیه نشین و بخشی بهشت مصرفکنندگان است.
What a wretched existence these people lead in the slums!
چه زندگی رنجبار و وخیمی که این مردم در مناطق فقیرنشین دارند!
Many coloured people live in the slum near the Main Street.
بسیاری از مردم رنگینپوست در منطقه فقیرنشین نزدیک خیابان اصلی زندگی میکنند.
black-and-white photos of slums were starkly juxtaposed with colour images.
عکسهای سیاه و سفید از مناطق فقیرنشین به شدت با تصاویر رنگی در تضاد قرار گرفتند.
The policemen who patrolled the big city slum area that summer were sitting on a volcano.
پلیسانی که آن تابستان منطقه فقیرنشین شهر بزرگ را گشتگذاری میکردند، روی یک آتشفشان نشسته بودند.
Muhammad Babul Hossain, one of the slum's three compost collectors, didn't have a job before the barrel program began, but now he's one of the slum's high-income earners at 4,000 taka ($58) per month.
محمد بابل حسین، یکی از سه جمعکننده کمپوست در محله فقیرنشین، قبل از شروع برنامه بشکه شغلی نداشت، اما اکنون او یکی از پردرآمدترین افراد محله فقیرنشین با درآمد 4000 تاکا (58 دلار) در ماه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید