biennially

[ایالات متحده]/baɪˈɛn.i.əli/
[بریتانیا]/ˌbʌiˈɛn.i.əl.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. هر دو سال یک بار رخ دادن;; هر دو سال یک بار اتفاق افتادن;

عبارات و ترکیب‌ها

biennially update

به‌صورت دو سالانه به‌روزرسانی

biennially held festival

جشنواره دو سالانه

biennially conduct maintenance

نگهداری دو سالانه

biennially assess performance

ارزیابی عملکرد دو سالانه

جملات نمونه

the conference is held biennially in different cities.

کنفرانس به صورت دوسالانه در شهرهای مختلف برگزار می‌شود.

the art exhibition occurs biennially, attracting many visitors.

نمایشگاه هنر به صورت دوسالانه برگزار می‌شود و بازدیدکنندگان زیادی را به خود جذب می‌کند.

biennially, the committee evaluates the effectiveness of its programs.

به صورت دوسالانه، کمیته اثربخشی برنامه‌های خود را ارزیابی می‌کند.

the festival is celebrated biennially, showcasing local culture.

جشنواره به صورت دوسالانه برگزار می‌شود و فرهنگ محلی را به نمایش می‌گذارد.

our company reviews its strategic plan biennially.

شرکت ما طرح استراتژیک خود را به صورت دوسالانه بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید