billbook

[ایالات متحده]/ˈbɪlˌbuːk/
[بریتانیا]/ˈbɪlbʊk/

ترجمه

n. کتاب صورتحساب‌ها یا حساب‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

billbook entry

ثبت نام دفترچه حساب

billbook balance

مانده دفترچه حساب

review the billbook

بررسی دفترچه حساب

maintain a billbook

حفظ دفترچه حساب

update the billbook

به روز رسانی دفترچه حساب

billbook reconciliation

تطبیق دفترچه حساب

billbook auditing

بازرسی دفترچه حساب

billbook discrepancy

ناهمخوانی دفترچه حساب

billbook transaction

معامله دفترچه حساب

جملات نمونه

i need to update my billbook regularly.

من نیاز دارم به طور منظم دفترچه حساب‌هایم را به‌روزرسانی کنم.

can you show me your billbook for this month?

می‌توانید دفترچه حساب‌های این ماه خود را به من نشان دهید؟

he keeps a detailed billbook for all his expenses.

او یک دفترچه حساب دقیق برای همه هزینه‌هایش نگه می‌دارد.

my billbook helps me track my monthly budget.

دفترچه حساب من به من کمک می‌کند تا بودجه ماهانه خود را پیگیری کنم.

it's important to reconcile your billbook at the end of the month.

مهم است که دفترچه حساب خود را در پایان ماه تطبیق دهید.

she uses a digital billbook for convenience.

او برای راحتی از یک دفترچه حساب دیجیتال استفاده می‌کند.

make sure to save your receipts in the billbook.

مطمئن شوید رسیدهای خود را در دفترچه حساب ذخیره کنید.

his billbook showed a significant increase in spending.

دفترچه حساب او نشان داد که هزینه ها به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

we should compare our billbooks to find discrepancies.

ما باید دفترچه حساب‌های خود را با هم مقایسه کنیم تا مغایرت‌ها را پیدا کنیم.

having a billbook is essential for freelancers.

داشتن یک دفترچه حساب برای فریلنسرها ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید