account

[ایالات متحده]/əˈkaʊnt/
[بریتانیا]/əˈkaʊnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رکورد یا بیانیه از معاملات مالی
v. در نظر گرفتن به عنوان
Word Forms
جمعaccounts
صفت یا فعل حال استمراریaccounting
قسمت سوم فعلaccounted
زمان گذشتهaccounted
شکل سوم شخص مفردaccounts

عبارات و ترکیب‌ها

bank account

حساب بانکی

savings account

حساب پس‌انداز

account of

حساب از

account for

حساب برای

your account

حساب شما

take into account

در نظر گرفتن

on account

به دلیل

on account of

به خاطر

current account

حساب جاری

account number

شماره حساب

of account

حساب از

no account

بدون حساب

account management

مدیریت حساب

capital account

حساب سرمایه

open an account

باز کردن حساب

take account of

توجه به

deposit account

حساب سپرده

new account

حساب جدید

checking account

حساب بانکی

جملات نمونه

an account in arrears.

یک حساب کسری

a sensational account of a murder

گزارش اغراق‌آمیزی از یک قتل

money was of no account to her.

پول برای او مهم نبود.

a scholarly account of the period.

گزارش علمی از آن دوره.

an authentic account by an eyewitness.

گزارش معتبر توسط یک شاهد عینی.

an authoritative account of the revolution.

گزارش معتبر از انقلاب.

a bank account for savings.

یک حساب بانکی پس انداز.

a snippy account of the incident.

گزارش تند و تیز از حادثه.

an actual account of the accident.

گزارش واقعی از تصادف.

a brief account of the incident.

گزارش مختصری از حادثه.

a literal account of a conversation

گزارش دقیق از یک مکالمه

My account is in credit.

حساب من در وضعیت اعتبار است.

This is a factual account of the war.

این یک گزارش واقعی از جنگ است.

This is a particular account of the accident.

این یک گزارش خاص از تصادف است.

The account is not yet settled.

هنوز تسویه حساب نشده است.

نمونه‌های واقعی

We have credited your account $500. We're sorry for the inconvenience...

ما مبلغ ۵۰۰ دلار به حساب شما واریز کرده ایم. از ناراحتی پیش آمده متاسفیم...

منبع: Friends (Video Version) Season 1

Everywhere else, all space was accounted for.

در همه جا، تمام فضا در نظر گرفته شده بود.

منبع: The machine has stopped operating.

But there are different accounts about how this happened.

اما در مورد اینکه این اتفاق چگونه افتاد، داستان های مختلفی وجود دارد.

منبع: CNN Selected May 2016 Collection

There are several accounts of exactly what happened.

داستان های مختلفی در مورد اینکه دقیقاً چه اتفاقی افتاد وجود دارد.

منبع: BBC Listening Collection July 2016

VOA was unable to independently verify the accounts.

VOA نتوانست این گزارش ها را به طور مستقل تأیید کند.

منبع: VOA Standard English_Africa

Yes. I talked to them and offered to run the account from home.

بله. با آنها صحبت کردم و پیشنهاد دادم حساب را از خانه اداره کنم.

منبع: BEC Preliminary Listening Test Questions (Volume 3)

You should publish an account of the case.

شما باید گزارشی از این پرونده منتشر کنید.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

Could you give an account to Mrs. Crawley of what transpired between us this afternoon?

می توانید گزارشی از آنچه بین ما در این بعد از ظهر اتفاق افتاد را به خانم کرولی بدهید؟

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 4

Harry has an account to work on today.

هری امروز یک حساب برای کار دارد.

منبع: Travel Across America

Some also helped to open bank accounts.

برخی نیز به افتتاح حساب بانکی کمک کردند.

منبع: The Economist - International

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید