bioconservatism

[ایالات متحده]//ˌbaɪəʊkənˈsɜːvətɪzəm//
[بریتانیا]//ˌbaɪoʊkənˈsɝːvətɪzəm//

ترجمه

n. یک موضع سیاسی و اخلاقی که از حفظ طبیعت انسان و محدودیت‌های زیستی سنتی حمایت می‌کند، معمولاً با مخالفت یا محدود کردن ارتقای رادیکال بیوتکنولوژیکی؛ دیدگاهی که معتقد است باید فناوری‌های پزشکی به طور محتاطانه پذیرفته شوند تا از آسیب‌های اخلاقی، اجتماعی یا تکاملی جلوگیری شود، بر خویشتن‌داری در مهندسی ژنتیک و ارتقای انسان تأکید می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

bioconservatism debate

مناظره زیست‌محافظه‌کاری

bioconservatism movement

جنبش زیست‌محافظه‌کاری

bioconservatism stance

موضع زیست‌محافظه‌کاری

bioconservatism arguments

استدلال‌های زیست‌محافظه‌کاری

bioconservatism concerns

نگرانی‌های زیست‌محافظه‌کاری

bioconservatism critics

منتقدان زیست‌محافظه‌کاری

جملات نمونه

bioconservatism often shapes public debate on gene editing and embryo research.

نگاهداری زیستی اغلب شکل‌دهنده بحث‌های عمومی در مورد ویرایش ژن و تحقیقات جنینی است.

in this policy report, bioconservatism is presented as a cautionary approach to human enhancement.

در این گزارش سیاستی، نگاهداری زیستی به عنوان یک رویکرد محتاطانه به ارتقای انسان معرفی می‌شود.

critics argue that bioconservatism can slow medical innovation and limit patient options.

منتقدان استدلال می‌کنند که نگاهداری زیستی می‌تواند نوآوری‌های پزشکی را کند کرده و گزینه‌های بیماران را محدود کند.

supporters say bioconservatism provides ethical safeguards against reckless biotech applications.

طرفداران می‌گویند نگاهداری زیستی اقدامات حفاظتی اخلاقی در برابر کاربردهای بی‌پروا فناوری زیستی فراهم می‌کند.

bioconservatism gained traction after several high-profile controversies in reproductive technology.

نگاهداری زیستی پس از چندین جنجال بزرگ در فناوری تولید مثل، جایگاه خود را به دست آورد.

the committee adopted a bioconservatism stance, emphasizing precaution and long-term risks.

کمیته از یک موضع نگاهداری زیستی استقبال کرد و بر احتیاط و خطرات بلندمدت تاکید کرد.

bioconservatism is frequently invoked in arguments about the limits of scientific progress.

نگاهداری زیستی اغلب در استدلال‌ها در مورد محدودیت‌های پیشرفت علمی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

her bioconservatism perspective highlights human dignity and the value of natural limits.

دیدگاه نگاهداری زیستی او بر کرامت انسانی و ارزش محدودیت‌های طبیعی تاکید می‌کند.

bioconservatism and transhumanism clash over whether enhancement should be widely permitted.

نگاهداری زیستی و فرا انسان‌گرایی بر سر اینکه آیا ارتقا باید به طور گسترده مجاز باشد، اختلاف نظر دارند.

in academic discourse, bioconservatism is contrasted with permissive bioethics frameworks.

در گفتمان دانشگاهی، نگاهداری زیستی با چارچوب‌های اخلاق زیستی مجاز مقایسه می‌شود.

the senator’s bioconservatism position calls for strict regulation of germline modification.

موضع نگاهداری زیستی سناتور خواستار تنظیمات سختگیرانه اصلاحات خط تولید جنین است.

bioconservatism advocates often demand stronger oversight and transparent clinical trials.

طرفداران نگاهداری زیستی اغلب خواستار نظارت قوی‌تر و آزمایش‌های بالینی شفاف هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید