bioprogressivism

[ایالات متحده]//ˌbaɪəʊprəˈɡresɪvɪzəm//
[بریتانیا]//ˌbaɪoʊprəˈɡresɪvɪzəm//

ترجمه

n. یک موضع سیاسی و اخلاقی که از استفاده از بیوتکنولوژی و پزشکی برای ارتقای رفاه و گسترش ظرفیت‌های انسان حمایت می‌کند، در حالی که بر برابری، رضایت و نظارت دموکراتیک تاکید دارد؛ حمایت از توسعه و دسترسی مسئولانه به فناوری‌های ارتقای انسان (مانند مهندسی ژنتیک، فناوری‌های تولید مثل، فناوری‌های عصبی) برای کاهش رنج و بهبود سلامتی.

عبارات و ترکیب‌ها

bioprogressivism movement

جنبش بیوپروگرسیویسم

support bioprogressivism

حمایت از بیوپروگرسیویسم

oppose bioprogressivism

مخالفت با بیوپروگرسیویسم

bioprogressivism today

بیوپروگرسیویسم امروز

bioprogressivism debate

بحث درباره بیوپروگرسیویسم

bioprogressivism advocates

طرفداران بیوپروگرسیویسم

جملات نمونه

bioprogressivism advocates equitable access to safe enhancement technologies, not just for the wealthy.

حمایت‌گران پیشرفت زیستی خواهان دسترسی برابر به فناوری‌های ارتقای ایمن هستند، نه فقط برای ثروتمندان.

public health leaders debated bioprogressivism alongside regulation, privacy, and consent.

رهبران بهداشت عمومی در مورد پیشرفت زیستی در کنار مقررات، حریم خصوصی و رضایت بحث کردند.

her bioprogressivism emphasizes democratic oversight of gene editing in clinical settings.

پیشرفت زیستی او بر نظارت دموکراتیک بر ویرایش ژن در محیط‌های بالینی تأکید دارد.

bioprogressivism often pairs innovation with strong safeguards for vulnerable communities.

پیشرفت زیستی اغلب نوآوری را با محافظت‌های قوی برای جوامع آسیب‌پذیر همراه می‌کند.

in policy circles, bioprogressivism is framed as responsible techno-optimism with accountability.

در محافل سیاست‌گذاری، پیشرفت زیستی به عنوان خوش‌بینی مسئولانه در زمینه فناوری با پاسخگویی مطرح می‌شود.

critics asked whether bioprogressivism can prevent enhancement from widening inequality.

منتقدان پرسیدند که آیا پیشرفت زیستی می‌تواند از تشدید نابرابری توسط ارتقا جلوگیری کند.

bioprogressivism supports open scientific research while rejecting reckless experimentation.

پیشرفت زیستی از تحقیقات علمی باز حمایت می‌کند در حالی که از آزمایش‌های بی‌پروا اجتناب می‌کند.

they cited bioprogressivism to justify funding for assistive biotech and rare disease therapies.

آنها برای توجیه بودجه برای بیوتکنولوژی کمکی و درمان بیماری‌های نادر به پیشرفت زیستی اشاره کردند.

bioprogressivism calls for transparent trials, independent review, and meaningful informed consent.

پیشرفت زیستی خواستار آزمایش‌های شفاف، بررسی مستقل و رضایت آگاهانه معنادار است.

his bioprogressivism rejects both bioconservatism and unregulated transhumanist markets.

پیشرفت زیستی او هم از محافظه‌کاری زیستی و هم از بازارهای انسان‌گرا بدون مقررات اجتناب می‌کند.

bioprogressivism treats enhancement as a civil rights issue when access is uneven.

پیشرفت زیستی ارتقا را به عنوان یک مسئله حقوق مدنی در نظر می‌گیرد زمانی که دسترسی نابرابر باشد.

academic panels compared bioprogressivism with precautionary principles in emerging biotech governance.

پانل‌های دانشگاهی پیشرفت زیستی را با اصول احتیاطی در حکمرانی نوظهور بیوتکنولوژی مقایسه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید