bioluminescence

[ایالات متحده]/ˌbaɪoʊˈlʌmɪˈnɛsəns/
[بریتانیا]/ˌbaɪ.oʊˈlʌmɪˈnesəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتشار نور توسط یک موجود زنده.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bioluminescence display

نمایش زیست‌درخشان

marine bioluminescence

زیست‌درخشان بودن دریایی

bioluminescence in nature

زیست‌درخشان بودن در طبیعت

study of bioluminescence

مطالعه زیست‌درخشان

bioluminescence phenomenon

پدیده زیست‌درخشان

glowing bioluminescence

زیست‌درخشان درخشان

bioluminescence applications

کاربردهای زیست‌درخشان

جملات نمونه

bioluminescence is a fascinating natural phenomenon.

نور زیستی پدیده‌ای طبیعی جذاب است.

many deep-sea creatures exhibit bioluminescence.

بسیاری از موجودات اعماق دریا نور زیستی از خود نشان می‌دهند.

scientists study bioluminescence for potential medical applications.

دانشمندان نور زیستی را برای کاربردهای بالقوه پزشکی مطالعه می‌کنند.

bioluminescence can be seen in some types of fungi.

می‌توان نور زیستی را در برخی از انواع قارچ‌ها مشاهده کرد.

the glow of bioluminescence creates a magical atmosphere.

تابش نور زیستی فضایی جادویی ایجاد می‌کند.

bioluminescence helps organisms attract mates or prey.

نور زیستی به موجودات کمک می‌کند تا جفت یا طعمه را جذب کنند.

bioluminescence is often used in scientific research.

اغلب از نور زیستی در تحقیقات علمی استفاده می‌شود.

fireflies are a well-known example of bioluminescence.

سرگندان نمونه‌ای شناخته شده از نور زیستی هستند.

understanding bioluminescence can lead to new technologies.

درک نور زیستی می‌تواند منجر به فناوری‌های جدید شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید