biome

[ایالات متحده]/ˈbaɪoʊm/
[بریتانیا]/baɪˈoʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جامعه بزرگ مقیاس از گیاهان و حیوانات که با اقلیم، خاک و سایر عوامل محیطی خود مشخص می‌شود.
Word Forms
جمعbiomes

عبارات و ترکیب‌ها

biome diversity

تنوع زیست‌محور

marine biome

زیست‌محور دریایی

tropical biome

زیست‌محور استوایی

biome restoration

بازسازی زیست‌محور

study of biomes

مطالعه زیست‌محورها

biome characteristics

ویژگی‌های زیست‌محور

impact on biomes

تاثیر بر زیست‌محورها

biome classification

طبقه بندی زیست‌محور

changes in biome

تغییرات در زیست‌محور

biome mapping

نقشه برداری زیست‌محور

جملات نمونه

the rainforest biome is home to countless species.

زیستگاه جنگل بارانی میزبان گونه‌های بی‌شماری است.

each biome has its own unique climate and vegetation.

هر زیستگاه آب و هوا و پوشش گیاهی منحصر به فرد خود را دارد.

the desert biome receives very little rainfall.

زیستگاه بیابانی بارش بسیار کمی دریافت می‌کند.

coral reefs are a vital part of the marine biome.

جزایر مرجانی بخش حیاتی از زیستگاه دریایی هستند.

scientists study the effects of climate change on different biomes.

دانشمندان اثرات تغییرات آب و هوایی بر زیستگاه‌های مختلف را مطالعه می‌کنند.

the tundra biome is characterized by its cold temperatures.

زیستگاه توندرا با دمای پایین مشخص می‌شود.

grasslands are a type of biome found on every continent.

چمنزارها نوعی زیستگاه هستند که در هر قاره یافت می‌شوند.

urban areas can create their own unique biome.

مناطق شهری می‌توانند زیستگاه منحصر به فرد خود را ایجاد کنند.

preserving biomes is crucial for biodiversity.

حفظ زیستگاه‌ها برای تنوع زیستی بسیار مهم است.

the temperate forest biome experiences four distinct seasons.

زیستگاه جنگل معتدل دارای چهار فصل متمایز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید