biopsies

[ایالات متحده]/baɪˈɒpsiːz/
[بریتانیا]/baɪˈɑːpsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بیوپسی؛ برداشتن یک قطعه کوچک از بافت از بدن برای معاینه به منظور تشخیص بیماری.

عبارات و ترکیب‌ها

biopsies for diagnosis

نمونه‌برداری برای تشخیص

جملات نمونه

doctors often recommend biopsies to confirm a diagnosis.

پزشکان اغلب توصیه می کنند برای تایید تشخیص، بیوپسی انجام شود.

biopsies can provide crucial information about tissue abnormalities.

بیوپسی ها می توانند اطلاعات مهمی در مورد ناهنجاری های بافتی ارائه دهند.

after the biopsies, the patient felt anxious waiting for results.

پس از بیوپسی، بیمار در حالی که منتظر نتایج بود مضطرب احساس کرد.

biopsies are often performed under local anesthesia.

بیوپسی ها اغلب تحت بی حسی موضعی انجام می شوند.

the doctor explained the procedure for the biopsies thoroughly.

پزشک فرآیند بیوپسی را به طور کامل توضیح داد.

biopsies can help determine the presence of cancer.

بیوپسی ها می توانند به تعیین وجود سرطان کمک کنند.

some patients may experience discomfort after biopsies.

برخی از بیماران ممکن است پس از بیوپسی دچار ناراحتی شوند.

biopsies are essential for accurate medical diagnosis.

بیوپسی ها برای تشخیص دقیق پزشکی ضروری هستند.

the results of the biopsies will guide the treatment plan.

نتایج بیوپسی ها برنامه درمانی را راهنمایی خواهد کرد.

biopsies can be done on various types of tissues.

می توان بیوپسی را بر روی انواع مختلف بافت انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید