birthed

[ایالات متحده]/bɜːrðd/
[بریتانیا]/bɝːθd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دنیا آوردن یک کودک یا نسل

عبارات و ترکیب‌ها

birthed from necessity

متولد شده از ضرورت

birthed a revolution

متولد یک انقلاب

birthed innovation

متولد نوآوری

birthed a movement

متولد یک جنبش

birthed artistic expression

متولد بیان هنری

birthed technological advancement

متولد پیشرفت تکنولوژیکی

جملات نمونه

the artist birthed a new style of painting.

هنرمند یک سبک جدید از نقاشی متولد کرد.

the scientist birthed a revolutionary theory.

دانشمند یک نظریه انقلابی متولد کرد.

the novel birthed a series of sequels.

رمان مجموعه‌ای از دنباله‌ها را متولد کرد.

her ideas birthed a movement for change.

ایده‌های او یک جنبش برای تغییر متولد کرد.

the collaboration birthed innovative solutions.

همکاری راه حل‌های نوآورانه را متولد کرد.

the project birthed new opportunities for growth.

پروژه فرصت‌های جدیدی برای رشد متولد کرد.

the program birthed talented young leaders.

برنامه رهبران جوان با استعداد را متولد کرد.

the discussion birthed fresh perspectives on the issue.

بحث دیدگاه‌های جدیدی در مورد موضوع را متولد کرد.

the partnership birthed a successful business venture.

همکاری یک سرمایه‌گذاری تجاری موفق را متولد کرد.

the initiative birthed a wave of community support.

ابتکار عمل یک موج از حمایت جامعه را متولد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید