delivered

[ایالات متحده]/dɪˈlɪvəd/
[بریتانیا]/dɪˈlɪvɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به مقصد رسانده شده; مربوط به عمل تحویل دادن

عبارات و ترکیب‌ها

delivered on time

تحویل به موقع

delivered to you

به شما تحویل داده شد

delivered with care

با مراقبت تحویل داده شد

delivered today

امروز تحویل داده شد

delivered successfully

با موفقیت تحویل داده شد

delivered safely

به طور ایمن تحویل داده شد

delivered promptly

به سرعت تحویل داده شد

delivered right

درست تحویل داده شد

delivered yesterday

دیروز تحویل داده شد

delivered free

تحویل رایگان

جملات نمونه

the package was delivered on time.

بسته به موقع تحویل داده شد.

she delivered a powerful speech.

او یک سخنرانی قدرتمند ارائه داد.

the report was delivered to the manager.

گزارش به مدیر تحویل داده شد.

the mail was delivered this morning.

نامه امروز تحویل داده شد.

he delivered the news with great enthusiasm.

او خبر را با شور و اشتیاق فراوان ارائه داد.

the service delivered beyond our expectations.

خدمات فراتر از انتظارات ما ارائه شد.

they delivered the goods safely.

آنها کالاها را با خیال راحت تحویل دادند.

she delivered her baby at home.

او نوزادش را در خانه به دنیا آورد.

the speech was delivered with confidence.

سخنرانی با اعتماد به نفس ارائه شد.

the food was delivered hot and fresh.

غذا داغ و تازه تحویل داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید